eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
229 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب جدید/
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
کتاب جدید/
این کتاب، روح و روان من رو جلا داد.
عشق و نفرت فقط در مسیر مبارزه معنا پیدا می‌کند.🌱⚔️🩸
نه! باورم نمیشه دارم میرم سر مزار محبوبِ قلبم...
روایتِ فتح یا مهندسیِ غفلت؟ از همان ابتدا، نسبت به این صورت‌بندی از «روایت فتح» خوش‌بین نبودم. «فتحی» که حالا جواد ظریف و استادش، ناصر هادیان و رئیسش، حسن روحانی هم راوی‌اش شده‌اند. نه از آن جهت که فتح را نمی‌فهمم یا شأن پیروزی را کوچک می‌شمارم؛ درست برعکس. مسئله دقیقاً این‌جاست که فتح، اگر درست روایت نشود، می‌تواند از درون تهی شود؛ می‌تواند به‌جای آنکه امتداد مقاومت باشد، به نقطه توقف آن تبدیل شود؛ و به‌جای آنکه میدان را هوشیارتر کند، ذهن‌ها را آرام‌تر از حد لازم سازد. روایت فتح، اگر با فهم درستِ موقعیت همراه نباشد، می‌تواند دعوت به فراموشی میدان باشد؛ می‌تواند جامعه را از «وضعیت جنگی» و آمادگی بیرون ببرد، بی‌آنکه جنگ واقعاً پایان یافته باشد. این خطرناک‌ترین نوع روایت است: روایتی که ظاهرش آرامش است، اما باطنش خلع سلاح ذهنی. فتح، اگر ما را از دشمن غافل کند، فتح نیست؛ مقدمه شکست بعدی است. اگر ما را به خود مشغول کند، اگر میدان را به حاشیه ببرد، اگر زخم‌ها را زودتر از موعد ببندد، اگر از ما بخواهد به‌جای مراقبت، به تماشای خویش بنشینیم، دیگر روایت مقاومت نیست؛ روایت فرسایش مقاومت است. روایت فتح باید هوشیار کند، نه خواب‌آلود. باید نیروها را منسجم‌تر کند، نه رها. باید سطح آمادگی را بالا ببرد، نه اینکه ذهن جامعه را وارد نوعی تعطیلات تاریخی کند. فتحی که پس از آن مراقبت نباشد، بازسازی توان نباشد و فهم دشمن نباشد، بیشتر به مکثی فریبنده در میانه نبرد شبیه است. این نوع روایت، جامعه را از «باید آماده بود» به «کار تمام شد» منتقل می‌کند؛ از «هنوز باید دید» به «دیگر خطری نیست»؛ و از «میدان ادامه دارد» به «تحلیل کافی است». روایت فتح باید روایت تداوم باشد. باید بگوید پیروزی، مسئولیت می‌آورد، نه غرور. باید بگوید ضربه‌زدن به دشمن، آغاز مراقبت بیشتر است، نه کاهش آماده‌باش. باید بگوید مقاومت فقط در لحظه درگیری معنا ندارد؛ بلکه در لحظه پس از پیروزی است که عیار واقعی خود را نشان می‌دهد. زیرا شکست همیشه با صدای انفجار نمی‌آید. گاهی با صدای آرام تحلیل می‌آید. گاهی با واژه‌های نرم می‌آید، با لحن‌های معقول، با دعوت‌های ظاهراً پخته و میانه‌روانه. گاهی شکست از همان‌جا آغاز می‌شود که جامعه خیال می‌کند دیگر خطری در کار نیست. من از روایتی می‌ترسم که ما را از میدان به آینه ببرد؛ از روایتی که به‌جای دشمن، خودِ ما را موضوع اصلی کند؛ از روایتی که به‌جای بیداری، رضایت تولید کند؛ و از روایتی که به‌جای آمادگی، آرامش بفروشد. فتح، اگر روایت نشود، فراموش می‌شود؛ اما اگر غلط روایت شود، از فراموشی هم خطرناک‌تر است. فراموشی، فقدان حافظه است؛ اما روایت غلط، حافظه و ذهنیتی مسموم می‌سازد. پس مسئله این نیست که از فتح نگوییم. مسئله این است که فتح را چنان روایت نکنیم که فردای آن، میدانْ بی‌نگهبان بماند. روایت فتح باید ما را به ادامه راه فرا بخواند، نه به رضایت از خویش. باید زخم دشمن را ببیند، اما حیله او را فراموش نکند. باید مردم را امیدوار کند، اما نه ساده‌دل. باید آرامش بدهد، اما نه غفلت. باید غرور بسازد، اما نه خودمشغولی. فتح، اگر ما را بیدارتر نکند، هنوز فتح نشده است. و روایتی که پس از فتح، آمادگی را کم کند، شاید در ظاهر صدای پیروزی باشد، اما در عمق، طنین شکست نرم است. جنگ ادامه دارد؛ فقط لایه‌های آن پیچیده‌تر شده است. نه دشمنی پایان یافته و نه فشار متوقف شده است. با روایت‌های سست و تحلیل‌های خواب‌آور، طرف مقابل نه عقب می‌نشیند و نه منصرف می‌شود؛ بلکه جری‌تر، دقیق‌تر و آماده‌تر پیش می‌آید. امروز یکی از اصلی‌ترین میدان‌ها، افکار عمومی ایرانیان است. دارند روی ذهن جامعه کار می‌کنند؛ روی حافظه، روی تحلیل، روی امید و ترس. برای همین، مسئله اصلی این است: جامعه باید بیدار بماند. باید آمادگی ذهنی و اراده عمومی را حفظ کرد. در این صحنه، هر روایتی [حتی روایت فتحی] که غفلت تولید کند، عملاً به نفع دشمن کار می‌کند. لالایی‌خوان‌ها زیاد شده‌اند؛ دشمن هم منتظر همان لحظه‌ای است که چشم‌هایمان گرم شود و لحظه‌ای بسته شود. |سیاستِ نو|
یه گوشه حرم بنشینی و از این شاهکار خلقت لذت ببری>>>>☕️🌤🌱
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
وقتی عاشق روضه عربی هستی و این رو هدیه ای از امام رضا علیه السلام میدونی... :)❤️‍🩹💎