خدایی که تو را به این راه رسانده،
در میانهی راه رهایت نخواهد کرد؛
اگر او این مسیر را برایت برگزیده،
حتماً رسیدنی در انتهای آن برایت
نوشته است. 🪐✨
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
كان وجهك آخر محطات الأمان...🍂🪔
چهرهی تو آخرین پناهگاه من بود...
بلاخره فارغالتحصیل شدم و ساعتی رو مشغول فکر کردن به جزئیات دلنشین دانشگاه کردم.
اون ایامی که برای بار اول اومدم دانشگاه و گم شدم...
طوری که ۱۸۰ درجه چرخیدم و از پشت دانشگاه سر در اوردم!!!
یا زمانایی که فاصله بین کلاسا رو جایی مینشستم و سریال کره ای میدیدم، یا با بچه ها مثل مرضیه و فاطمه و شیدا و ... گعده میگرفتم.
کلاسای بعدازظهرمون با استاد خبازیان که تا تاریکی شب طول میکشید.
ایام ماه رمضان استاد برامون افطاری می اورد و ما هم دوستانمون رو دعوت میکردیم به انواع و اقسام خوراکی ها...
سفرمون همیشه پر و متنوع بود.
بعد هم میرفتیم سمت آزادی و منتظر اتوبوس میشدیم که برسیم خونه...
تقریبا ساعتای ۸ و نیم میرسیدیم...
برای درخت نخل نازنینم دلم یه ذره میشه. چه روزها که ریز سایه اش قهوه خوردم و کتاب خووندم...
برای شهدای گمنام حسینیه که همدم مشکلات و مرهم زخم های ما بودند...
برای مسجد که هوای مطبوع و خنکش همیشه شفا میداد تنمون رو و قرآن سبز رنگ قشنگم که عاشق جلد و بوی صفحات و خطش بودم.
چه روزها که با مرضیه دو تایی درباره مسائل عمیق معرفتی حرف نمیزدیم روی چمن های سبز و زیر اون درخت توت معروف کنار کتابخونه...
دلم برای استاد سلطانی نژاد و بحث ها و نظرات خاص و جدیدش تنگ شده.
آه جهان گذرا...
..
حالا وقت یه جشن برای تشکر از خودم بود.✨🪴
این جهان بی رحم کلی نقد و قالب برای تن و روح رنجورم داره...باید لحظات خوب رو به نیکی سپری کنم و از خودم تشکر کنم والا در عمق سیاهچاله جهانی سرگردان گم خواهم شد...
به امید تمام روز ها خوب که خواهد رسید و لطف و محبت خداوند که ما را بی دریغ بغل میکند.
هذه من فضل ربی🌻💫