گاهی برای خوب شدن حالت نباید سمت آدما بری گزینههای امن تر و مطمعن تری نیز هست:
بارون ، موسیقی، چای
تو اوج علاقم رهات کردم. نه برای اینکه نشد برای اینکه نخواستی هر چی بیشتر بهت عشق دادم تو فقط تو شکستن قلبم بیشتر سوپرایزم کردی بیابونی که که سبز نمیشه رو نباید آب داد چون در آخر خودتم خشک میکنه. آره عزيز من، تو منو از عشقی که بهت داشتم خشک و پشیمون کردی.
رفتار اونا منو جوری کرد که من الانم هیچ رقمه دلتنگ گذشتم و دلواپس آیندم نیستم، فقط دلم میخواد بتونم الانم رو عادی زندگی کنم؛ بدون ترس، بدون غم.
متأسفانه باید بگم دیگه مثل قبل دوست ندارم. نه اینکه یهو عوض شده باشم یا نخواسته باشم، فقط یهجایی وسطِ همهچی خسته شدم. کمکم، اون حسی که بود دیگه مثل قبل برنگشت.
این خیلی عجیبه که آدما خیلی عادی میذارن میرن، جوری که انگار آمدنشون فقط یک سوءتفاهم ساده بوده.
کلمه Monachopsis
یعنی:
احساس نامشخصِ تعلق نداشتن؛
نه غمگینی
نه خوشحال
فقط انگار جای تو
اینجا نیست
چقدر بهش مبتلاییم…
اتفاقاً برو پیام بده. فالوش کن، زنگ بزن، بذار پشیمونت کنه، بذار ذوقت رو کور کنه، آره انجامش بده. چون اینجوری راحت تر میذاریش کنار.