┄┄┅┅•➰🍃🌸🍃➰•┅┅┄┄
📜 #برگی_از_یک_کتاب
🌱دین خدا ز همت او جان گرفته است
🌱زن با نگاه فاطمه عنوان گرفته است
✨️تو میآیی، از بهشت برین به خاک زمین. پنج سال از بعثت پدر میگذرد که از آسمان به زمین کوچ میکنی.
وقتی زنان قریش بر جان خدیجه نیشتر میزنند که چرا با پدر یتیم تو پیمان بسته است، این تو هستی که از بطن مادر، با او سخن میگویی و به صبر فرامیخوانیاش. این تو هستی که همه میگویند با آمدنت بوی گل سرخ و یاس بهشتی در خانه خدیجه و در محلههای مکه میپیچد.
زنان بهشتی به یاری خدیجه تنها میآیند و تو پس از تولد، شهادتین میگویی و «زهراء» میشوی، «مبارکه» میشوی، «زکیه»، «کریمه» و «مکرمه» میشوی.
تو پری هستی، حوری هستی، فرشتهای که از اوج هفت آسمان به کره زمین هبوط کرده تا زمین را با عطر دلانگیز خود عطرآگین کند.
میدانی پدر پُرعظمتت میفرماید تو «انسیه حوراء» هستی، حوریهای بهشتی هستی که به صورت انسان آفریده شدهای. تو بزرگِ زنان جهان، از گذشتگان و آیندگانی. تو بانوی بانوانی، «سیدهالنساء»یی.
به خود میبالی که توانستهای چنین مقامی در نزد پروردگارت بیابی. میبالی نطفه تو از سیب بهشت و درخت طوبی است و آب گوارایی که پدر در عروجش نوشیده است، در لیلهالمعراج.
✍️بخشی از کتاب «فیروزه فردوس» اثر «مریم بصیری»
#افق_بصیر | #بصیرا | #روز_مادر | #روز_زن
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
┅❅⊰𑁍⊱𑁍•••﷽•••𑁍⊰𑁍⊱❅┅
🕊 نفس صبحگاهی: آیهای برای طراوت روح
💎«وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ»
«او كسي است كه باران نافع را بعد از آنكه ماءيوس شدند نازل ميكند، و دامنه رحمت خويش را ميگستراند، و او ولي و حميد است.»
📚سوره شوری، آیه ۲۸
┅❅⊰𑁍⊱𑁍•••🖋•••𑁍⊰𑁍⊱❅┅
در سکوتِ ناامیدی، با نگاه خشکیده چشم به آسمان داشتیم. ناگاه او که وَلِیِّ رحمتهاست، باراناش را تاباند بر نگاه خشکیده و قطرات حیات و زندگی بساط ناامیدی را برچید. هر قطره، پیامآور امید و رحمت و تجلّی لطف بیکرانش است.
اینک در گسترۀ خاک سبزهها زمزمه خواهند کرد: «إنّک ولیّ حمید.» ناامیدان در ژرفای تاریکی به باران نور رسیدند.
حَبیبی که در لحظههای تاریکِ یأسمان، ابرِ رحمت را فرو میفرستد و بارانِ حیات را نازل میکند؛ باید مهر بیکراناش را ستایش کرد. ستود ذات کردار بیهمتا را که همگان را به فیض الهی رساند و در پاییز دلانگیز جهانِ درون و بیرونمان را سبزی و طراوت بخشید.
✍️زهرا اخلاقی
#افق_بصیر | #بصیرا | #نویسندگی | #نکات_نویسندگی
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
💧باران، لبخند آسمان بر ولادت مادریست که پاکی آب، یادگار مهریهاش بود.
#افق_بصیر | #بصیرا | #روز_مادر | #باران
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
━═━━⊰🌱🖋🌱⊱━━═━
🎯بصیرا برگزار میکند: چالش داستاننویسی جمعهها
📝بیاییم یک چالش خلاقیت نویسندگی طراحی کنیم که ذهن را باز کند و قلم را به پرواز درآورد:
- چالش نویسندگی "داستان از یک کلمه"
- موضوع: فقط با یک کلمهی ساده شروع کن (مثلاً "باران"، "کلید"، "سایه").
- شرطها:
1. باید یک داستان کوتاه بسازی که آن کلمه در مرکز روایت باشد.
2. داستان باید سه بخش داشته باشد: «آغاز، گره، و پایان.»
3. در هر بخش، آن کلمه، باید به شکلی متفاوت ظاهر شود (مثلاً باران در آغاز داستان آرام، در گره داستان طوفانی، در پایان داستان نماد پاکی).
- هدف: تمرین انعطاف ذهنی و توانایی دیدن یک مفهوم از زاویههای گوناگون.
📌این چالش میتواند برای نویسندگان تازهکار تمرین باشد و برای نویسندگان باتجربه یک بازی ذهنی
🧮محدودیت: حجم داستان شما باید بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ کلمه باشد.
⏳️مهلت ارسال: آثار خود را تا ساعت ۲۴:۰۰ امشب به ایدی زیر ارسال بفرمایید:
📱@Ofogh_basir1404
🏆امتیاز ویژه: بهترین و خلاقانهترین آثار، به همراه نام نویسنده، در کانال منتشر خواهند شد.
#افق_بصیر | #بصیرا | #جمعه_های_داستانی | #چالش
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
┄┄┅┅•➰🍃🌸🍃➰•┅┅┄┄
✨️به نام آنکه آغوش مادر را آفرید تا در این غربتِ زمانه، پناهگاهی امن برای دلهای خسته باشد
خیابون تو خیابون، کوچهکوچه
چقدر از خونههامون دور موندیم
چه روزا و شبا که زنده بودیم_
به اسم زندگی و کور خوندیم
تموم شهر رو غربت گرفته
که از لبخند خشکی بینصیبیم
کی گفت آغوش گرمش سرپناهه؟
ما حتی تو لباسامون غریبیم
چقدر از خونههامون دور موندیم
دلم تنگِ بساط چای مادر
دلم میخواد شبیه بچگیها
سرم آروم بشه رو پای مادر
نگاهش خونهی امن دلامون
با خندهش غصههامون آب میشه
شلوغیها، هیاهوهای خسته
توی آغوش گرمش خواب میشه
چه کِیفی داره اون عصرای سرخوش
که دُورِ هم غمامون خنده میشه
اگه غصه بشینه کنج خونه
خودش از بودنش شرمنده میشه
مامان گلدونا رو که آب میده
بهار سر میرسه از کنج ایوون
تموم زندگیمون سبز میشه
مامان لطف خداس، بارونه، بارون
خودش دلشورههاشو جا میذاره
برای کوهِ خستهش تکیهگاهه
میشه سنگصبورِ دلخوریها
برای مردِ خونهش سرپناهه
یه وقتا با تمومِ خستگیهاش
میآد و ترسهامو میتکونه
اگه صدبار زمین هم خورده باشم
بلندم میکنه همپام میمونه
چی از دنیا میخوای جز شادیِ ما؟
چی میخوای غیر از اینکه پا بگیریم؟
خدا اصلأ شما رو آفریده
که ما از دردِ تنهایی نَمیریم
خدای خونهی ما! وقتِ غصه
تموم درددلهات با خداته
خدا نیستی و جون میدی به آدم
چه اعجازی میون چشمهاته؟
✍️آرزو ارجمند
#افق_بصیر | #بصیرا | #روز_مادر | #شعر_دلتنگی
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
࿐༅🍃⌛️🍃༅࿐
#اللّهم_عَجِّل_لِوَلیک_الفَرَج
میلادِ مادر است، بیا هدیه کن به ما
عطرِ ظهورِ نرگسِ در غربتِ آشنا
با نورِ مهرِ فاطمه، این سایهسارِ عشق
روشن شده زمین و زمان، عرش کبریا
پیوندِ مهرِ مادر و مهدیِ منتَظَر
دارد نویدِ صبحِ ظهور از دعا، بیا
چشمانتظارِ لحظهی دیدار ماندهایم
با اشک و آه و زمزمهی نابِ «ربَّنا»
خورشیدِ عدل سر زند از مشرقِ زمین
در گوشِ عاشقانِ جهان آید این ندا
✍#سادات_حسینی_زاده_سایه
┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄
#افق_بصیر | #بصیرا | #شعر_انتظار | #جمعه_هاای_انتظار
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir