┅❅⊰𑁍⊱𑁍•••﷽•••𑁍⊰𑁍⊱❅┅
🕊 نفس صبحگاهی: آیهای برای طراوت روح
💎«وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ»
«او كسي است كه باران نافع را بعد از آنكه ماءيوس شدند نازل ميكند، و دامنه رحمت خويش را ميگستراند، و او ولي و حميد است.»
📚سوره شوری، آیه ۲۸
┅❅⊰𑁍⊱𑁍•••🖋•••𑁍⊰𑁍⊱❅┅
در سکوتِ ناامیدی، با نگاه خشکیده چشم به آسمان داشتیم. ناگاه او که وَلِیِّ رحمتهاست، باراناش را تاباند بر نگاه خشکیده و قطرات حیات و زندگی بساط ناامیدی را برچید. هر قطره، پیامآور امید و رحمت و تجلّی لطف بیکرانش است.
اینک در گسترۀ خاک سبزهها زمزمه خواهند کرد: «إنّک ولیّ حمید.» ناامیدان در ژرفای تاریکی به باران نور رسیدند.
حَبیبی که در لحظههای تاریکِ یأسمان، ابرِ رحمت را فرو میفرستد و بارانِ حیات را نازل میکند؛ باید مهر بیکراناش را ستایش کرد. ستود ذات کردار بیهمتا را که همگان را به فیض الهی رساند و در پاییز دلانگیز جهانِ درون و بیرونمان را سبزی و طراوت بخشید.
✍️زهرا اخلاقی
#افق_بصیر | #بصیرا | #نویسندگی | #نکات_نویسندگی
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
💧باران، لبخند آسمان بر ولادت مادریست که پاکی آب، یادگار مهریهاش بود.
#افق_بصیر | #بصیرا | #روز_مادر | #باران
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
━═━━⊰🌱🖋🌱⊱━━═━
🎯بصیرا برگزار میکند: چالش داستاننویسی جمعهها
📝بیاییم یک چالش خلاقیت نویسندگی طراحی کنیم که ذهن را باز کند و قلم را به پرواز درآورد:
- چالش نویسندگی "داستان از یک کلمه"
- موضوع: فقط با یک کلمهی ساده شروع کن (مثلاً "باران"، "کلید"، "سایه").
- شرطها:
1. باید یک داستان کوتاه بسازی که آن کلمه در مرکز روایت باشد.
2. داستان باید سه بخش داشته باشد: «آغاز، گره، و پایان.»
3. در هر بخش، آن کلمه، باید به شکلی متفاوت ظاهر شود (مثلاً باران در آغاز داستان آرام، در گره داستان طوفانی، در پایان داستان نماد پاکی).
- هدف: تمرین انعطاف ذهنی و توانایی دیدن یک مفهوم از زاویههای گوناگون.
📌این چالش میتواند برای نویسندگان تازهکار تمرین باشد و برای نویسندگان باتجربه یک بازی ذهنی
🧮محدودیت: حجم داستان شما باید بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ کلمه باشد.
⏳️مهلت ارسال: آثار خود را تا ساعت ۲۴:۰۰ امشب به ایدی زیر ارسال بفرمایید:
📱@Ofogh_basir1404
🏆امتیاز ویژه: بهترین و خلاقانهترین آثار، به همراه نام نویسنده، در کانال منتشر خواهند شد.
#افق_بصیر | #بصیرا | #جمعه_های_داستانی | #چالش
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
┄┄┅┅•➰🍃🌸🍃➰•┅┅┄┄
✨️به نام آنکه آغوش مادر را آفرید تا در این غربتِ زمانه، پناهگاهی امن برای دلهای خسته باشد
خیابون تو خیابون، کوچهکوچه
چقدر از خونههامون دور موندیم
چه روزا و شبا که زنده بودیم_
به اسم زندگی و کور خوندیم
تموم شهر رو غربت گرفته
که از لبخند خشکی بینصیبیم
کی گفت آغوش گرمش سرپناهه؟
ما حتی تو لباسامون غریبیم
چقدر از خونههامون دور موندیم
دلم تنگِ بساط چای مادر
دلم میخواد شبیه بچگیها
سرم آروم بشه رو پای مادر
نگاهش خونهی امن دلامون
با خندهش غصههامون آب میشه
شلوغیها، هیاهوهای خسته
توی آغوش گرمش خواب میشه
چه کِیفی داره اون عصرای سرخوش
که دُورِ هم غمامون خنده میشه
اگه غصه بشینه کنج خونه
خودش از بودنش شرمنده میشه
مامان گلدونا رو که آب میده
بهار سر میرسه از کنج ایوون
تموم زندگیمون سبز میشه
مامان لطف خداس، بارونه، بارون
خودش دلشورههاشو جا میذاره
برای کوهِ خستهش تکیهگاهه
میشه سنگصبورِ دلخوریها
برای مردِ خونهش سرپناهه
یه وقتا با تمومِ خستگیهاش
میآد و ترسهامو میتکونه
اگه صدبار زمین هم خورده باشم
بلندم میکنه همپام میمونه
چی از دنیا میخوای جز شادیِ ما؟
چی میخوای غیر از اینکه پا بگیریم؟
خدا اصلأ شما رو آفریده
که ما از دردِ تنهایی نَمیریم
خدای خونهی ما! وقتِ غصه
تموم درددلهات با خداته
خدا نیستی و جون میدی به آدم
چه اعجازی میون چشمهاته؟
✍️آرزو ارجمند
#افق_بصیر | #بصیرا | #روز_مادر | #شعر_دلتنگی
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
࿐༅🍃⌛️🍃༅࿐
#اللّهم_عَجِّل_لِوَلیک_الفَرَج
میلادِ مادر است، بیا هدیه کن به ما
عطرِ ظهورِ نرگسِ در غربتِ آشنا
با نورِ مهرِ فاطمه، این سایهسارِ عشق
روشن شده زمین و زمان، عرش کبریا
پیوندِ مهرِ مادر و مهدیِ منتَظَر
دارد نویدِ صبحِ ظهور از دعا، بیا
چشمانتظارِ لحظهی دیدار ماندهایم
با اشک و آه و زمزمهی نابِ «ربَّنا»
خورشیدِ عدل سر زند از مشرقِ زمین
در گوشِ عاشقانِ جهان آید این ندا
✍#سادات_حسینی_زاده_سایه
┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄
#افق_بصیر | #بصیرا | #شعر_انتظار | #جمعه_هاای_انتظار
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
🕊 نفس صبحگاهی: آیهای برای طراوت روح
✨ سيماى پرهيزكاران
🍃«فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ؛ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ، غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ»
🍃«اما پرهيزكاران در دنيا داراى فضيلتهاى برترند، سخنانشان راست، در پوشش ميانهرو، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است. چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مىپوشانند و گوشهاى خود را وقف دانش سودمند كردهاند.»
📚خطبه متقین_بخش اول
ꕥ⊶⊷⊶⊷🍃🌼🍃⊶⊷⊶⊷ꕥ
🖋سلام و نور بر آنان که در حریم خودساختگی و نور مقام گرفتهاند، سلام و درود بر سروران ملکوت فضایل. آنان بهراستی گوهرهایی هستند که با معرفت الله، جوهر وجود را صیقل دادهاند.
پای سخنشان که بنشینی کلامی از جنس راستی ناب برزبان میآورند، که همه از چشمهسار قلب و دلشان برمیخیزد. همچون آبی زلال، صفا میبخشند و آلایشِ شک را میزدایند. متقون جامهای از میانهروی و وقار، را به تن دارند که نه با زینتهای فانی دنیا بلکه به حکمت آراسته شدند. گامهاشان مَشْی فروتنی است؛ و از بلندای روحشان شکوفه ادب میآفرینند.
چشمانشان را به حریم حرمت الهی فروبستهاند. نگاهشان گوهری محفوظ است، که جز به جمال حق و نشانههایش چشم نمیدوزد. گوشهاشان فقط دانشی که روح را صیقل میدهد، می شنوند تا با آن جان را به ملکوت برساند و زنگارِ جهل را از آینه دل بسایند.
✨️آری، پرهیزکاران عارفان ساحلنشین دریای معرفتند؛ در دنیا هستند، اما از آن بیگانه، و در میان خلق، غرق در انسِ با حقیقت. وجودشان آیینهای است که تجلّیِ اسماءِ الهی را ، میتوان به تماشا نشست.
✍️زهرا اخلاقی
#افق_بصیر | #بصیرا | #نهج_البلاغه | #حدیث_روز
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
🎯پنجرهای به دنیای کتاب
✨️آخرین بار که دیدمت_ اثر سیده زهرا طباطبایی
🖋«سیدهزهرا طباطبایی» بهمن ۱۳۶۹ در قم متولد شد. اکنون نویسنده کتابهای کودک، نوجوان و بزرگسال، عضو هیئتتحریریه چندین نشریه و ویراستار نشریه همشهری داستان است. هرساله کسب جوایز در جشنوارههای متعدد گوشهای از رزومه پربار اوست.
کتاب «آخرین بار که دیدمت» با طرح جلدی بسیار چشمنواز، برای مخاطب بزرگسال در نشر حماسهیاران به چاپ رسید.
این رمان ادبی عاشقانه ماجرای مردی به نام مجتبی صبوری است که مدافع حرم بوده و تصویرهای تلخی از جنایتهای داعشی را با چشم خویش دیده. حال قرار است خود را آماده کند برای زیارت اربعین و در این سفر گذشته خود را مرور میکند.
نویسنده در این داستان به خوبی از دغدغههای درونی مجتبی و خانوادهاش سخن گفته. کتاب دارای دو شخصیت اصلی مجتبی و همسرش نهال است که در هر فصل یکی از این شخصیتها راوی هستند.
داستان، داستان عشق، انتظار و دلنگرانیها و دلکندن است که خواننده میتواند لحظهبهلحظه با شخصیتها پیش رود.
💫این کتاب که با نثری روان پر از توصیفات دلنشین به نگارش در آمده و با استقبال مخاطبین به چاپهای مجدد رسیده است.
#افق_بصیر | #بصیرا | #کتاب_هفته | #معرفی_کتاب
📲@Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir