در اردکان شش رقم انار، بدست میآید که پس از انار ساوه، از لحاظ کیفیت شهرت خاصی دارد:
۱. انار زاغ: این نوع انار دارای پوستی کلفت و رنگی روشن است و هر عدد آن حدود یک کیلوگرم وزن دارد و بیش از سایر انواع خود قابل نگهداری است.
۲. انار نباتی (در یزد بهعنوان انار زاغ زودرس معروف است و پوستی نازک دارد و به سبب زودرسی برای انبار کردن و نگهداری نیست.
۳. انار گوری (gowri)که بارگردن بلند، پوست قرمز و اندازه درشت از میان انواع خود مشخص و ممتاز است و دوره انبارداری آن طولانی است.
۴. انار پوست کلفت: این انار در مقابل سرما مقاومت زیادی دارد و دانههای آن سرخرنگ است.
۵. انار ملس: اناری پرآب و خوشمزه است و قابلیت انبارداری آن زیاد است.
۶. انار شیرین: این انار از همه انارها شیرینتر و خوشمزهتر است، پوست آن نازک و سفید است و چندان قابل نگهداری نیست و از نظر زودرسی پس از انار نباتی در مرتبه دوم قرار دارد. علاوه بر مصرف داخلی، انار اردکان به شهرستانها، بهویژه تهران، نیز صادر میشود.
کتاب فرهنگ عامه اردکان ص۱۲۵
#اردکان_شناسی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
#سعدی_خوانی
گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن
مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
سعدی در این بیت، تعریفی متفاوت از قدرت و مردانگی ارائه میدهد. از نگاه او، بزرگی انسان در زور بازو یا غلبه بر دیگران نیست؛ بلکه در آن است که بتواند با سخن نیک، محبت و گرهگشایی، دلها را به دست آورد.
🔻گاهی یک لبخند، یک کلمه دلگرمکننده یا یک رفتار کریمانه، اثری دارد که هیچ قدرتی نمیتواند جای آن را بگیرد.
#سعدی_خوانی
#ادب_فارسی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✅ زبان فارسی را پاس بداریم!
▫️به جای واژه "کپشن" میتونیم از واژه پارسی "زیرنوشت" استفاده کنیم.
#زبان_فارسی
#هویت_ملی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
اثر فاخر استاد مسعود نجابتی با عنوان "اصحاب آخرالزمانی سیدالشهداء(ع)" ؛ ذکر نام ۲۴۵ نفر از شهدا و چهره های شاخص جبههی مقاومت.
نام سیدعلی حسینیخامنهای درست در قلب تصویر جای گرفته ؛ سیده بشری حسینی خامنهای در آغوش پدر جای گرفته و سایر اهل خانه زیر ردایش.
نام شهید علیرضا تنگسیری هم در جنوبیترین نقطه لبیک است ؛ جایی که تنگهی هرمز را تداعی میکند.
از دور که به کل اثر نگاه میکنی این همه شهید و این همه سردار نامیِ اسلام همه لبیکگوی ندای "هلمن ناصرینصرني" حسین علیه السلام.
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
❌ قضاوت و پیشداوری درباره یک شخص، مشخص نمیکند او کیست؛
مشخص میکند شما چه شخصی هستید ..
#روانشناسی_زندگی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✅ هفت روز از فقدان استاد محمد عندلیب اردکانی، پیشکسوت ارجمند و استادکار برجسته معماری سنتی، میگذرد؛ اما اندوه نبود ایشان همچنان در دل دوستداران فرهنگ، هنر و میراث این سرزمین باقی است. نام این استاد گرانقدر، با تلاش صادقانه در مسیر حفظ و احیای بناهای تاریخی، در حافظه معماری سنتی ایران ماندگار شده است.
زندهیاد استاد عندلیب اردکانی عمر پربار خویش را صرف پاسداری از اصالت معماری ایرانی و صیانت از میراث ارزشمند این مرز و بوم کرد. کوششهای دلسوزانه و آثار ماندگار ایشان، تنها بخشی از خدمات بزرگ مردی است که با هنر، تجربه و تعهد خود، نقشی شایسته در تداوم هویت فرهنگی و تاریخی ایران ایفا کرد.
اکنون در روزهای پس از فقدان این چهره ارزشمند، یاد و نام ایشان را با احترام گرامی میداریم و فقدانش را ضایعهای ماندگار برای جامعه معماری سنتی و میراث فرهنگی کشور میدانیم. امید که یاد این استاد فرهیخته، الهامبخش رهروان این مسیر باشد و میراث ارزشمندش همواره زنده و ماندگار بماند.
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
۶۵ سال پیش در چنین روزی ...
تاسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ اردکان (هلال احمر)
[اسناد قنوات اردکان ،ص۹۷]
تاریخ: ۱۴۰۵/۴/۱۳
📖منبع: از کتاب تقویم تاریخ شهرستان اردکان (آماده چاپ)
#گاه_شمار_ده_اَمرداد
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✅ روایت شبی که اردکان برای میناب گریست 👇👇👇
#روایت
#شهدای_میناب
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
تا انتهای افق
✅ روایت شبی که اردکان برای میناب گریست 👇👇👇 #روایت #شهدای_میناب •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق
✅ شبی که اردکان برای میناب گریست ...
کمکم به پارک شهر نزدیک میشدم. هوا بوی اندوه میداد. هنوز به جمعیت نرسیده بودم که صدای مجری در فضا پیچیده بود؛ دکلمه میخواند، اما انگار واژهها فقط مقدمهای بودند برای روضهای که قرار بود تا عمق جان آدمی نفوذ کند.
اندکی بعد، سه خانواده از داغدیدگان مدرسه میناب روی صحنه آمدند.
روایتشان از یک صبح معمولی آغاز شد؛ صبحی که هیچ نشانهای از فاجعه در آن نبود. پدری که فرزندش را بدرقه کرده بود، مادری که با لبخند او را راهی مدرسه کرده بود؛ همان خداحافظیهای همیشگی، همان امیدهای هر روز...
اما چند ساعت بعد، دنیا برایشان ایستاد.
میگفتند چگونه خبر رسید که مدرسه را زدهاند. چگونه با اضطراب خود را به آنجا رساندند. و بعد...
دیگر کلمات توان روایت نداشتند.
یکی میگفت: «پیکری دیدم که سر نداشت...»
دیگری از تکههای بدن کودکان میگفت که میان آوار پراکنده بود.
آن یکی تعریف میکرد کودکی زیر آوار مانده بود و تنها دستی کوچک از میان سنگها بیرون بود؛ دستی که گویی هنوز منتظر بود کسی آن را بگیرد.
شناسایی پیکرها آسان نبود. پدرها میان آوار، به دنبال نشانی از جگرگوشههایشان میگشتند؛ گاهی یک لباس، گاهی یک کفش، گاهی تکهای از کیف مدرسه...
و از آن سختتر، لحظهای بود که باید خبر را به مادر میرساندند.
امشب، هرچه آنان روایت میکردند، صدای گریه مردم بلندتر میشد. احساس میکردم دیگر در یک مراسم یادبود نیستم؛ انگار مجلس روضهای برپا شده بود و راویان، مقتل کودکان مظلوم را میخواندند. بیاختیار، ذهن آدم به کربلا پر میکشید؛ آنجا که مظلومیت، مرز زمان را درنوردیده و در هر عصر، چهرهای تازه به خود میگیرد.
امشب، اردکان فقط میزبان چند خانواده داغدار نبود؛ اردکان با آنان گریست. اشک ریخت، همدردی کرد و نشان داد که درد انسانهای مظلوم، مرز جغرافیا نمیشناسد.
بعضی شبها فقط در تقویم ثبت نمیشوند؛ در حافظه یک شهر و در قلب انسانها ماندگار میشوند. امشب، یکی از همان شبها بود؛ شبی که اردکان، برای میناب گریست.
#شهدای_میناب
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✅ شصت و پنجمین سالروز تاسیس جمعیت هلال احمر اردکان گرامی باد.
#هلال_احمر
#مناسبتها
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca