✅ هفت روز از فقدان استاد محمد عندلیب اردکانی، پیشکسوت ارجمند و استادکار برجسته معماری سنتی، میگذرد؛ اما اندوه نبود ایشان همچنان در دل دوستداران فرهنگ، هنر و میراث این سرزمین باقی است. نام این استاد گرانقدر، با تلاش صادقانه در مسیر حفظ و احیای بناهای تاریخی، در حافظه معماری سنتی ایران ماندگار شده است.
زندهیاد استاد عندلیب اردکانی عمر پربار خویش را صرف پاسداری از اصالت معماری ایرانی و صیانت از میراث ارزشمند این مرز و بوم کرد. کوششهای دلسوزانه و آثار ماندگار ایشان، تنها بخشی از خدمات بزرگ مردی است که با هنر، تجربه و تعهد خود، نقشی شایسته در تداوم هویت فرهنگی و تاریخی ایران ایفا کرد.
اکنون در روزهای پس از فقدان این چهره ارزشمند، یاد و نام ایشان را با احترام گرامی میداریم و فقدانش را ضایعهای ماندگار برای جامعه معماری سنتی و میراث فرهنگی کشور میدانیم. امید که یاد این استاد فرهیخته، الهامبخش رهروان این مسیر باشد و میراث ارزشمندش همواره زنده و ماندگار بماند.
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
۶۵ سال پیش در چنین روزی ...
تاسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ اردکان (هلال احمر)
[اسناد قنوات اردکان ،ص۹۷]
تاریخ: ۱۴۰۵/۴/۱۳
📖منبع: از کتاب تقویم تاریخ شهرستان اردکان (آماده چاپ)
#گاه_شمار_ده_اَمرداد
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✅ روایت شبی که اردکان برای میناب گریست 👇👇👇
#روایت
#شهدای_میناب
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
تا انتهای افق
✅ روایت شبی که اردکان برای میناب گریست 👇👇👇 #روایت #شهدای_میناب •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق
✅ شبی که اردکان برای میناب گریست ...
کمکم به پارک شهر نزدیک میشدم. هوا بوی اندوه میداد. هنوز به جمعیت نرسیده بودم که صدای مجری در فضا پیچیده بود؛ دکلمه میخواند، اما انگار واژهها فقط مقدمهای بودند برای روضهای که قرار بود تا عمق جان آدمی نفوذ کند.
اندکی بعد، سه خانواده از داغدیدگان مدرسه میناب روی صحنه آمدند.
روایتشان از یک صبح معمولی آغاز شد؛ صبحی که هیچ نشانهای از فاجعه در آن نبود. پدری که فرزندش را بدرقه کرده بود، مادری که با لبخند او را راهی مدرسه کرده بود؛ همان خداحافظیهای همیشگی، همان امیدهای هر روز...
اما چند ساعت بعد، دنیا برایشان ایستاد.
میگفتند چگونه خبر رسید که مدرسه را زدهاند. چگونه با اضطراب خود را به آنجا رساندند. و بعد...
دیگر کلمات توان روایت نداشتند.
یکی میگفت: «پیکری دیدم که سر نداشت...»
دیگری از تکههای بدن کودکان میگفت که میان آوار پراکنده بود.
آن یکی تعریف میکرد کودکی زیر آوار مانده بود و تنها دستی کوچک از میان سنگها بیرون بود؛ دستی که گویی هنوز منتظر بود کسی آن را بگیرد.
شناسایی پیکرها آسان نبود. پدرها میان آوار، به دنبال نشانی از جگرگوشههایشان میگشتند؛ گاهی یک لباس، گاهی یک کفش، گاهی تکهای از کیف مدرسه...
و از آن سختتر، لحظهای بود که باید خبر را به مادر میرساندند.
امشب، هرچه آنان روایت میکردند، صدای گریه مردم بلندتر میشد. احساس میکردم دیگر در یک مراسم یادبود نیستم؛ انگار مجلس روضهای برپا شده بود و راویان، مقتل کودکان مظلوم را میخواندند. بیاختیار، ذهن آدم به کربلا پر میکشید؛ آنجا که مظلومیت، مرز زمان را درنوردیده و در هر عصر، چهرهای تازه به خود میگیرد.
امشب، اردکان فقط میزبان چند خانواده داغدار نبود؛ اردکان با آنان گریست. اشک ریخت، همدردی کرد و نشان داد که درد انسانهای مظلوم، مرز جغرافیا نمیشناسد.
بعضی شبها فقط در تقویم ثبت نمیشوند؛ در حافظه یک شهر و در قلب انسانها ماندگار میشوند. امشب، یکی از همان شبها بود؛ شبی که اردکان، برای میناب گریست.
#شهدای_میناب
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✅ شصت و پنجمین سالروز تاسیس جمعیت هلال احمر اردکان گرامی باد.
#هلال_احمر
#مناسبتها
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
#محرم_در_لنز_افق
⚫️ چند روایت تصویری به نگاه ارزشمند هنرمندان جوان اردکانی:
فائزه هاتفی
مهسا بهجتی
مهلا کمالی
مهلا سرافراز
مراسم دهه اول محرم اردکان ، محرم ۱۴۰۵
#عکاسی_محرم
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
#هم_اکنون
✅ دیدار و گفتگوی نادرپیری اردکانی، مدیر عامل موسسه افق کویر با آقای مجید صیقل، مسئول زیباسازی شهرداری در خصوص فراخوان طراحی و اجرای المان رهبر شهید
مشروح خبر آگاهی رسانی خواهد شد.
#دیدارها
#روایت_تلاش
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca