eitaa logo
تا انتهای افق
2.2هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
267 ویدیو
2 فایل
خوب نگاه كن؛ آنجا انتهاي افق است. من و تو بايد پرچم خودمان را آنجا بزنيم؛ در انتهاي افق .. •|موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• ارتباط با ادمین https://eitaa.com/ofoghekavir_ar
مشاهده در ایتا
دانلود
روایت شبی که اردکان برای میناب گریست 👇👇👇 •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
تا انتهای افق
✅ روایت شبی که اردکان برای میناب گریست 👇👇👇 #روایت #شهدای_میناب •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق
✅ شبی که اردکان برای میناب گریست ... کم‌کم به پارک شهر نزدیک می‌شدم. هوا بوی اندوه می‌داد. هنوز به جمعیت نرسیده بودم که صدای مجری در فضا پیچیده بود؛ دکلمه می‌خواند، اما انگار واژه‌ها فقط مقدمه‌ای بودند برای روضه‌ای که قرار بود تا عمق جان آدمی نفوذ کند. اندکی بعد، سه خانواده از داغ‌دیدگان مدرسه میناب روی صحنه آمدند. روایتشان از یک صبح معمولی آغاز شد؛ صبحی که هیچ نشانه‌ای از فاجعه در آن نبود. پدری که فرزندش را بدرقه کرده بود، مادری که با لبخند او را راهی مدرسه کرده بود؛ همان خداحافظی‌های همیشگی، همان امیدهای هر روز... اما چند ساعت بعد، دنیا برایشان ایستاد. می‌گفتند چگونه خبر رسید که مدرسه را زده‌اند. چگونه با اضطراب خود را به آنجا رساندند. و بعد... دیگر کلمات توان روایت نداشتند. یکی می‌گفت: «پیکری دیدم که سر نداشت...» دیگری از تکه‌های بدن کودکان می‌گفت که میان آوار پراکنده بود. آن یکی تعریف می‌کرد کودکی زیر آوار مانده بود و تنها دستی کوچک از میان سنگ‌ها بیرون بود؛ دستی که گویی هنوز منتظر بود کسی آن را بگیرد. شناسایی پیکرها آسان نبود. پدرها میان آوار، به دنبال نشانی از جگرگوشه‌هایشان می‌گشتند؛ گاهی یک لباس، گاهی یک کفش، گاهی تکه‌ای از کیف مدرسه... و از آن سخت‌تر، لحظه‌ای بود که باید خبر را به مادر می‌رساندند. امشب، هرچه آنان روایت می‌کردند، صدای گریه مردم بلندتر می‌شد. احساس می‌کردم دیگر در یک مراسم یادبود نیستم؛ انگار مجلس روضه‌ای برپا شده بود و راویان، مقتل کودکان مظلوم را می‌خواندند. بی‌اختیار، ذهن آدم به کربلا پر می‌کشید؛ آنجا که مظلومیت، مرز زمان را درنوردیده و در هر عصر، چهره‌ای تازه به خود می‌گیرد. امشب، اردکان فقط میزبان چند خانواده داغدار نبود؛ اردکان با آنان گریست. اشک ریخت، همدردی کرد و نشان داد که درد انسان‌های مظلوم، مرز جغرافیا نمی‌شناسد. بعضی شب‌ها فقط در تقویم ثبت نمی‌شوند؛ در حافظه یک شهر و در قلب انسان‌ها ماندگار می‌شوند. امشب، یکی از همان شب‌ها بود؛ شبی که اردکان، برای میناب گریست. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
✅ شصت و پنجمین سالروز تاسیس جمعیت هلال احمر اردکان گرامی باد. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
⚫️ چند روایت تصویری به نگاه ارزشمند هنرمندان جوان اردکانی: فائزه هاتفی مهسا بهجتی مهلا کمالی مهلا سرافراز مراسم دهه اول محرم اردکان ، محرم ۱۴۰۵ •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
✅ دیدار و گفتگوی نادرپیری اردکانی، مدیر عامل موسسه افق کویر با آقای مجید صیقل، مسئول زیباسازی شهرداری در خصوص فراخوان طراحی و اجرای المان رهبر شهید مشروح خبر آگاهی رسانی خواهد شد. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
محصولات باغی اردکان محصولات عمده باغی اردکان عبارتند از: انار، انگور و پسته که در سال‌های اخیر بر اثر حفر چاه‌های عمیق و خشک شدن قنات‌ها، از میزان سطح کشت انگور کاسته شده و محصول سر درختی نیز از بین رفته است. انار و پسته از درختانی هستند که در مقابل آب کم مقاومند و امروزه بیشترین سطح زیر کشت باغات را این دو تشکیل می‌دهند. روزگاری بهترین انارهای اردکان از باغات منطقه صدرآباد، باغستان و مزرعه سیف به‌دست می‌آمد که امروزه به‌دلیل کم‌آبی قنوات مزبور، از میزان محصول و کیفیت آن کاسته شده است و اگر در منطقه انار مطلوبی به‌دست می‌آید، محصول باغاتی است که از آب چاه عمیق شرب می‌شود •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca