هیات زنانه.pdf
حجم:
157.3K
نمیشود ساعت شروع هیئت ۱۲ شب باشد و دکور پشت مداحش حمایت از خانواده باشد یا شعری در حمایت از جایگاه مادری بخواند. همانطور که نمیشود با ادبیات سخیف و جهانبینی کوتهنگرانهای که امام را محدود به حرمش و حرمش را خلاصه در «سرسرهبازی» میکند ادعای تولید کار کودک و نوجوان کرد.
میبینید؟ همه چیز در هم ریخته است، سرنخ این بههم ریختگی را میتوان در پارادوکس سیاستگذاری دستگاههای فرهنگی، از طرفی برای مبارزه با خردهفرهنگهای عزاداری، به واسطهي رسمیت دادن به هیئتهای مرکزی و سانسور هیئتهای پیرامونی، پولپاشی، سرمایهگذاری، اعتبار رسانهای دادن به مادحین و سخنرانان مشهور و مناسک عزاداری شهری، یا به عبارتی تهرانی و از طرفی دیگر اجرای استودیویی عزاداری بختیاریها به بهانهی احیای خردهفرهنگشان دید.
در مورد زنان هم همین است، مسئله اهمیت زنان و هیئت زنانه چیزی فراتر از آن چیزی است که بشود در این مقال به آن پرداخت و به بررسی دقیق و همهجانبه نیاز دارد که باید در فرصت دیگری مفصلتر به آن پرداخت.
- هیئت زنانه -
از سید علی حسنی
#خرده_نوشتههای_بقیه
افُقْ ...
ایرانِ من سلام...!
امسال هم سختِ سخت بودی اما قشنگِ قشنگ!
از رفتن هوشنگ ابتهاجِ عاشق، نادر طالبزاده رفیقِ شفیقِ سید مرتضی، آیتالله فاطمینیا عالم بزرگِ ما، رفتن صدایِ [آمدم ای شاه پناهم بده] استاد کریمخانی، اشکهای آیتالله جوادی آملی بر پیکر همسرشان و رفتن فرزندان دیگرت، دلمان را سوزاند و به درد آورد....؛
از فرزندان کوچک و بزرگت که با تمام وجود دستشان را بالا آوردند و به صاحب تو سلام دادند و فریاد زدند: سلام فرمانده ...؛
از فروریختن دل همهمان لحظه فروریختن متروپل و غم آبادان که قلبمان را پر کرد...؛
از جاری شدن زاینده رود که لبخند روی لب همهمان نشاند...؛
از گوشه گوشهی خاکت که فرزندانِ تو پرچمت را بالا آوردند و افتخار آفریدند. از ناو پیشرفته ایرانی به نام فرزند برومندت حاج قاسم تا کسب مدال نقره دخترانِ والیبالیستت؛ از قهرمانی تاریخی دخترانِ تکواندو کارت در آسیا تا گلهای شیرین جام جهانی؛ از قابهای قشنگِ دیدار بانوان و دانش آموزان و جشن تکلیف دخترهای ۹ ساله با آقاجانمان..؛
از قلبهای اکلیلیمان برای سرودهای عزیزم حسین۲ و این ذکر جهانی شده و جشن فرشتهها و سلام فرمانده۲ ...!
از شکستن قلبمان برای دیدن زخمهایت، نامردی عدهای از فرزندان بزرگ شده در آغوشت، دعوای فرزندانت توی همان روزهای ابتدایی این شورش، از آرتین و محمدرضا و آرشام و علی اصغرِ شاهچراغ، از کیان و فرشته، از آرمان علیوردی و روحالله عجمیان، از ایستادن فرزندانت در برابر تمام دنیا برای زمین نیفتادن پرچمت، از مسمومیت دخترکان معصوم دبستان و دبیرستانها، از شکستن کمر پدران این سرزمین زیر فشار اقتصادی...؛
و از قد علم کردن تو در برابر همهی دنیا که ایستادند تا تو را زمین بزنند، اما پرچم توست که بالایِ بالا ایستاده....!
پرچم توست که نظم جدید جهانی را ایجاد کرده...!
پرچم توست که با افتخار روی دوشِ همه ماست ....!
مایی که امسال با گوشت و پوست و استخوان تو را در رگهایمان حس کردیم....!
ایرانِ من
تولدت مبارک
تا ابد پاینده باشی سرزمین آرشها و همتها و سلیمانیها و آرمانعلیوردیها ....!🇮🇷
[به وقت نفس های آخرِ
سال سختِ ۱۴۰۱]
#دفترچه ؛ #آرمان