افُقْ ...
انگشتری که راهی شد؛ اما صاحبش جا موند ((: انگشتر و تسبیحم رو با مرضیه راهی کردم که بلکه شاید یه جا
راهیان، انگشترم، همسفر مرضیه شد؛
افُقْ ...
انگشتری که راهی شد؛ اما صاحبش جا موند ((: انگشتر و تسبیحم رو با مرضیه راهی کردم که بلکه شاید یه جا
شاید اون وسطا اسم ماهم اومد...
شاید تو مشایه،
شاید تو موکبها
شاید تو عمود نمیدونم چندم،
شاید اونجا که اولین بار چشمشون به گنبد حرم حضرت عباس میخوره،
شاید وسط بینالحرمین،
شاید...
#خط_خطی_های_ذهنی ؛ #نقطه
من این چند روز مهمان این هیئت بودم...
یه هیئت، با مختصات دخترانه!
هیئتِ "دختران حاج قاسم" (((:🕊
«بروبچههای اختیارآباد»
#هیئت_دخترونه