افُقْ ...
فارغالتحصیل کارگردانی سینما از دانشگاه کلمبیا بود. هم فیلم زیاد دیده بود و سینما را میشناخت، هم تکنیک فیلمسازی را بلد بود و در مستندسازی دستی بر آتش داشت. از فضای هنری غرب هم، یک شناخت بیواسطه داشت که از تجربیات زیسته خودش بر میآمد؛ و یک مدرسِ فیلمسازی، غیر از اینها به چه چیزی نیاز دارد؟
نادر طالبزاده، فقط یک مستندساز، فعالِ فرهنگی یا برنامهساز نبود؛ که یک معلم هم بود. این وجهی از شخصیت حاج نادر است که شاید گاهی زیر فعالیتهای پرحجم و چشمگیرش در عرصه رسانه از چشمها پنهان بماند. او نه فقط میدانست چطور باید تکنیک را به خدمت «کشفِ حقیقت» درآورد، که میتوانست این دانش و معرفت را در خدمت دیگران قرار بدهد و شاگرد تربیت کند.
طالبزاده نه تدریس را پشت کرسیهای دستوپاگیرِ دانشگاه دنبال کرد و نه در آموزشگاههای خصوصیِ پایتخت، مأمن جست. دورههایش را در جشنواره عمار برگزار میکرد تا سادهتر، در میان مردم باشد؛ در میان جوانانِ انقلابیِ مشتاق و مستعد که باید سینما و تکنیک را میشناختند و او، وظیفه داشت تا برای آنها راهنما باشد.
«مستندسازی» برای طالبزاده، فقط کنشِ فیلمسازی نبود؛ بخشی از یک وظیفه بزرگتر بود و آن کشف حقیقت بود؛ کشفی که نه فقط فیلمساز به دنبال آن است، که مخاطبِ دلزده از رویاهای رنگارنگِ سینما نیز در جستوجویش است.
حالا این مستندسازِ کاشف حقیقت، هم باید سینما را بشناسد و فیلم ببیند و به تکنیک مسلط باشد، هم باید سیر و سلوکی معنوی داشته باشد که او را لایق ثبت حقیقت بکند و مهمتر از همه اینها، صبور باشد و صبور باشد و صبور؛ چرا که حقیقت خودش را فقط به منتظران نشان میدهد.
- رسانه بافتار
درسته از روز معلم گذشته؛
ولی فیلم super30 و زندگی آناند، روایت زندگی یه معلمِ واقعیه!!!
از همون معلمها که رزق زندگیت هستن و باهاشون عاقبت بخیر میشی...