افُقْ ...
بی مردم ... #نوآزش
بسم الله الرحمن الرحیم
قطعهی بیمردم بیش از آن که برای مردم خوانده شده باشد، برای آنانی خوانده شده است که امروز در حکومت اسلامی، جای حکمرانان و فرمانداران و مسئولانِ حکومت أمیر المؤمنین علیه السّلام نشستهاند. این قطعه بیش از این که از مردم دعوت کند؛ خود را در ادارهی سرنوشت خویش شریک کنند -که این کار را هم میکند-، مطالبهای مبتنی بر تاریخ از مسئولین است که از سرانجام کنار گذاشتن مردم عبرت بگیرند.
اهل سقیفه میخواستند بین حکومت و مردم فاصله بیندازند؛ اما نتوانستند و جریان تاریخ به سمت علی برگشت که حکومتش سراسر مردمسالاری بود. حال این ما هستیم که در نقش امام و امت، در همان امتحانی قرار گرفتهایم که مردم زمان أمیر المؤمنین علیه السّلام قرار گرفتند: آیا ما متفاوت عمل خواهیم کرد؟ آیا بر خلاف روزگار شهادت صدیقهی طاهره، ما مردم برای ادارهی بهتر جامعه، در کنار امام خود و نایبش میمانیم؟ آیا بر خلاف حاکمان روزگار شهادت صدیقهی طاهره، زعمای ما، مردم را در کنار خویش نگه میدارند؟
در روزگار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، مردم بودند که میدان را رها کردند و سرنوشت تاریخ به محاق رفت؛ ای کاش در روزگار ما، مسئولین مردم را رها نکنند و ما مردم نیز امام خود را رها نکنیم تا سرنوشت تاریخ یک بار دیگر به محاق نرود.
مردم در حکومت اسلامی همهکارهاند؛ هم هدفند و هم وسیله. این، مهمترین درس اجتماعی فاطمیه است.
توپ تاریخ، امروز در زمین ماست. مردم را جدی میگیریم یا آنها را کنار میگذاریم؟ طرف علی و فاطمه میایستیم یا کنار دشمنانشان؟
- مهدی رسولی
افُقْ ...
با مردم ... #نوآزش
۱. «جدا کردند مردم را ز مولا»
در حکومت شیعه جدایی از مردم، انتخاب امام جامعه نیست؛ بلکه تحمیلی است از بیرون. رهبر شیعی کارش هدایت مردم است. امام اگر بر مسند حکومت مینشیند، برای تثبیت توحید و عبودیت در بین مردم است؛ حال چگونه میتوان تصور کرد جدایی از مردم را انتخاب کند؟ در هر جای تاریخ که امام شیعه از مردم جدا افتاده است، پای آنهایی در میان است که از قدرت مردم میترسند.
۲. «او که پای مردم مانده بود.»
هدف حاکمیت اسلام، استصلاح مردم است. (نامه ۵۳ نهجالبلاغه) امام وظیفه ندارد کسی را به بهشت ببرد؛ بلکه وظیفه دارد زمینهسازی کند که مردم بهشت را انتخاب کنند و خود به اصلاح نفس خود بپردازند. امام شیعه آنقدر پای انتخاب مردم میماند که خودشان هدایت را انتخاب کنند. امام شیعه به انتخاب مردم جهت میدهد؛ اما هر انتخابی که بکنند، به آن احترام میگذارد. حتی اگر آن انتخاب به خانهنشینی و شهادت خودش منجر شود: کشتهی هدایت شد علی!
هر انتخابی هزینههای خودش را دارد؛ چه با امام بودن را انتخاب کنیم و چه دوری از او را. تاریخ به ما میآموزد که انتخاب راه حق همیشه کمهزینهتر است؛ چون هیچ چیزی توی این دنیا نیست که ارزش دوری از علی را داشته باشد!
۳. «امروز اگر گذشت، فردا چه میکنی؟!»
دوری از امام حق، دوری از انسانیت است. وضعیت امروز دنیا را ببینید تا سخنم هیچ توضیح اضافهای نیاز نداشته باشد. علفهای هرز، حتی اگر در کشورهای اسلامی باشند، در مقابل اسرائیل ساکتنپ و دانشجوهای آزادهی آمریکایی زیر پرچم حقطلبی قدم برمیدارند. گویی همه دارند متوجه بیداری تمدن غرب میشوند.
و در این بلوا ماییم که تحت نام علی «برای انسان گرد آمدهایم.» بدون علی، امروز را هم که از سر بگذرانیم، فردا به پوچی خواهیم رسید. انسان از فطرت خویش جدا نمیشود. سرنوشت انسانیت و انسان بازگشت به اصل خویش است. هیچ راهی جز بازگشت به راه علی و علیدوستی است.
۴. «ذوالفقار او در غربت است.»
از سوی دیگر، در حاکمیت علی نمیشود بدون مردم به هدف رسید؛ چرا که اصلا خود مردم و هدایت مردم است که هدف امام است. اگر دنبال عبرتی از زمانهی امیرالمومنین علیهالسلام برای دنیای امروز میگردیم، همین است.
۵. «یا مرتضی علی، با ما چه میکنی؟»
مولا، سرنوشت عالم به دست توست. از ما برای رقم زدن این سرنوشت حق استفاده کن.
یاعلی، تو بدون مردم کاری را در عالم رقم نمیزنی؛ پس ما را وسیلهی تحقق هدفت در عالم قرار بده و مردمی را جایگزین ما نفرما.
اماما، ما را به راهی ببر که میپسندی؛ ما بی تو خستهایم فرزندت مهدی را به ما برگردان.
- مهدی رسولی
دانشجویان عزیزی که بن کتابشون رو استفاده نمیکنن من با کماااااال میل پذیرا هستم. (((((((((((((: 😂❤️🚶🏻♀