علمای زنجان
علامه شیخ عبدالکریم زنجانی (۱۳۰۳–۱۳۸۸ قمری) عبدالکریم بن محمدرضا بن محمدحسن بن محمدعلی نجفی زنجانی؛
آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی و ملک فیصل ثانی
آیتالله زنجانی به همره پادشاه عراق و نایبالسلطنه وصی، وزیر دربار، وزیر کشور و فرماندار کربلا.
در وسط تصویر سنگهای مرمر گرانبها و باکیفیت بالا دیده میشود که هدیه سید «حجاز باشی زنجانی» به حرم جناب مسلم علیهالسلام است...
۱۳۳۱/۱۲/۴
#عبدالکریم_زنجانی
➖➖➖➖➖
آثار و اسناد و تاریخ حوزه علمیه هزارساله زنجان را در کانال علمای زنجان دنبال کنید:
@olama_zanjan
علمای زنجان
علامه میرزا ابوعبدالله زنجانی او فرزند میرزا نصرالله شیخ الاسلام (۱۳۰۹ق) فقیه و استاد برجسته دانشگا
رساله_طهارت_اهل_کتاب_ابوعبدالله_زنجانی_.pdf
حجم:
1.2M
رساله طهارت اهل کتاب علاّمه میرزا ابوعبدالله زنجانی، مقدمه و تحقیق محمد ملکی (جلال الدین)
#ابوعبدالله_زنجانی
#کتاب
➖➖➖➖➖
آثار و اسناد و تاریخ حوزه علمیه هزارساله زنجان را در کانال علمای زنجان دنبال کنید:
@olama_zanjan
سید یعقوب حسین زنجانی، صدر دیوان(صوفی)
ایشان از زنجان به لاهور رفته و جامع علوم ظاهری و باطنی، یگانه در شریعت و ادب، و از سلسله جُنیدیه بود.
پدرش، سید علی صحیح نسب، از سادات حسینی بود. نسب او با شانزده واسطه به امام موسی کاظم علیه السلام میرسد. او در سال ۵۰۵ هجری قمری به شبه قاره رسید و در لاهور ساکن شد. آوازه مقام روحانیت او در سراسر جهان پیچید. به دلیل کاریزما و قدرتهای ماوراءالطبیعهاش، علما و اشراف لاهور که در بین مردم شناخته شده بودند، مقام روحانیت او را تشخیص داده بودند.
گویا آرامگاه پدرش سید محمود زنجانی موسوی هنوز در قبرستان زنجان وجود دارد. وی با اجازه پدرش و سید حسین زنجانی، بعدها با ابوالفضل محمد بن حسن ختلی که خلافت را به هر دو برادر در بغداد داد، بیعت کرد.
#سید_یعقوب_حسین_زنجانی (صدر دیوان)
➖➖➖➖➖
آثار و اسناد و تاریخ حوزه علمیه هزارساله زنجان را در کانال علمای زنجان دنبال کنید:
@olama_zanjan
علمای زنجان
علامه شیخ عبدالکریم زنجانی (۱۳۰۳–۱۳۸۸ قمری) عبدالکریم بن محمدرضا بن محمدحسن بن محمدعلی نجفی زنجانی؛
پوستر نشست تبیین مقام شیخ عبدالکریم زنجانی در دانشگاه بیت الحکمه عراق
#عبدالکریم_زنجانی
➖➖➖➖➖
آثار و اسناد و تاریخ حوزه علمیه هزارساله زنجان را در کانال علمای زنجان دنبال کنید:
@olama_zanjan
آیت الله شیخ احمد رضوانی زنجانی
ایشان یکی از فقها و مدرسان حوزه علمیه قم و متولد 1299 هجری شمسی در زنجان است. تحصیلات او با شیخ حسین کلامی و شیخ جلال اصحابی در زنجان آغاز شد. سپس در درس آیات عظام سید شهاب الدین مرعشی نجفی، شیخ عبدالکریم خوئینی زنجانی، شیخ اسحاق لنکرانی، شیخ موسی عباسی زنجانی و شیخ احمد کافی الملک تبریزی شرکت کرد پس از آن به محضر آیات عظام سید حسین طباطبایی بروجردی و سید محمد حجت کوه کمرهای رسید و در نزد آنان شاگردی کرد. او همچنین در درس فلسفه علامه آیتالله سید محمدحسین طباطبایی هم شرکت میکرد و به اندوختههای خود میافزود. وی در نجف اشرف، درس بزرگان و فقهایی مانند آیات سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خوئی و سید محمود شاهرودی را نیز درک کرد.
از جمله تالیفات خطی ایشان: دوره کامل تقریرات درس اصول آیت الله میرزا باقر زنجانی- تقریرات درس اصول آیت الله سید ابوالقاسم خوئی- تقریرات برخی دروس فقه آیت الله میرزا باقر زنجانی در هفت جلد- دوره درس اصول فقه در سه جلد و در مباحث الفاظ رسالههایی در موضوعات مختلف از جمله رضاع، حُکم فُقّاع، حُکم عصیر عِنَبی (آب انگور) طهارت و یا نجاست اهل کتاب، اعتبار قول عدل واحد، قول ذی الید، عموم حجیت بینه، المحاکمات بین الاعلام فی الحج و همچنین تحقق وطن شرعی کتابهایی با عنوان کتاب الصلاه، کتاب القضاء، کتاب الحج، کتاب إحیاء الموات و کتاب الاجاره و حاشیههایی بر شرح تجرید و شرح منظومه.
ایشان داماد میرزا باقر زنجانی است.
در سال 1420 هجری قمری درگذشت و در قبرستان شیخان خاکسپاری شد.
#شیخ_احمد_رضوانی_زنجانی
#معاصر
@olama_zanjan
علمای زنجان
علامه شیخ عبدالکریم زنجانی (۱۳۰۳–۱۳۸۸ قمری) عبدالکریم بن محمدرضا بن محمدحسن بن محمدعلی نجفی زنجانی؛
مقاله: مواقف الشيخ عبد الكريم الزنجاني السياسية 1936- 1968
نشریه آداب الکوفه.
نویسندگان: علاء حسين الرهيمي ، محمد جواد جاسم الجزائري
#عبدالکریم_زنجانی
@olama_zanjan
علمای زنجان
آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی و ملک فیصل ثانی آیتالله زنجانی به همره پادشاه عراق و نایبالسلطنه وص
صلاح جواد شبّر در کتاب 101 شخصیت فراموش شده(101 شخصیه منسیه) آورده است:
بهخاطر میآورم که اوایل دهه شصت میلادی بود که دیدم شیخ عبدالکریم زنجانی از خانهاش در منطقه «الحویش» بیرون آمد تا برای نماز جماعت به مسجد امام علی(ع) برود. او همیشه درون حرم، در راهروی سمت شمالی، مقابل درِ قبله میایستاد. جلوی رویش یک سجاده بزرگ پهن میکرد، سپس روی زانو مینشست و مشغول ذکر و دعا میشد. نمازش طول میکشید و در نتیجه شمار نمازگزاران پشت سرش اندک بود.
خانهاش بیش از ۳۰ مترمربع نبود؛ در کوچهای در نجف که اوایل ورود امام خمینی(ره) به نجف (۱۹۶۵/۱۳۴۴ش) در آن ساکن بودند و به «عقد سی مونی» معروف بود. منشأ این نام را نمیدانم. خانه نزدیک بازار بود و شاید در گوشهای از درِ ورودی، که شیخ هنگام ورود و خروج از آن رنج میکشید. شیخ مردی بلندقد و درشتاندام بود با ریش سفید انبوه که چهرهاش را نورانی میکرد، عینک بر چشم و عمامهای بزرگ که نشان از رسیدن او به مرتبه اجتهاد داشت. در بازار راه میرفت و به همه کاسبان سلام میکرد.
در دوره سلطنت، ملک فیصل به دیدارش رفت و به خانه محقرش پا گذاشت؛ خانهای که از سادهترین منازل به شمار میآمد. گمان نمیکنم خانوادهای در عراق یا حتی ایران داشت. پادشاه اصرار داشت به دیدارش در آن کوچه تنگ و آلوده برود. در آن زمان، اهل نجف نسبت به هرگونه ارتباط علما با حکومت حساس بودند و چنین رابطهای را حمل بر بدی میکردند، چراکه جامعه، ارتباط با قدرت را به معنای تأیید مشروعیت آن میدانست، با اینکه من چنین فکری را قابل توجیه میدانم.
همین نگاه باعث شد که جامعه تا حدی او را طرد کند و تبلیغاتی علیهاش شکل بگیرد. برخی حتی از سلام کردن به او خودداری میکردند. با این حال، از نظر علمی و جایگاه، شهرت بسیاری داشت و بسیاری او را در ردیف بزرگان علم زمانهاش میشمردند.
او از نخستین کسانی بود که علم حوزه نجف را به بیرون منتقل کرد و به مأموریتهایی در دمشق، مصر، الازهر، فلسطین و… رفت. کتابی از سفرهایش وجود دارد. گفته میشود وقتی «طه حسین» (۱۹۷۳-۱۸۸۹) در یکی از کنفرانسهایش سخنان او را شنید، باور نمیکرد شخصیتی با چنین عمق فلسفی و علمی از حوزه نجف آمده باشد. در آن زمان طه حسین وزیر فرهنگ مصر بود و دو ساعت سخنرانی شیخ، نگاه محافل علمی مصر و الازهر را نسبت به نجف تغییر داد و پلی فکری میان این دو مرکز مهم علمی ایجاد کرد. این رویداد را محمد جواد مغنیه ثبت کرده و روزنامه لبنانی «العرفان» نیز منتشر کرده است.
این علامه بزرگ خود را وقف پژوهشهای فلسفی کرده بود و در پی آن بود که سطح علمی نجف را بالا ببرد، حتی در حوزه فلسفه. اما آن زمان فلسفه مظنون بود و فلاسفه را اهل خیالپردازی یا حتی بیدینی میدانستند. همانند ماجرای مخالفتها با بنیانگذار فلسفه شیعی در اواسط قرن بیستم، به دلیل مباحثی مثل نسبیت و رابطه جرم و انرژی. او در هند نیز در دانشگاهها سخنرانی کرد.
شیخ عبدالکریم زنجانی (۱۸۷۸-۱۹۶۸) اهل زنجان (روستاهای ترکزبان) بود. پس از هجرت به نجف، نزد بزرگان از جمله سید محمدکاظم یزدی ـ صاحب «عروه الوثقی» (وفات ۱۹۱۹) ـ و آخوند خراسانی (وفات ۱۹۱۱) شاگردی کرد تا به مرتبه اجتهاد رسید.
در آن دوران، زنجانی دریافت که تحریم کامل رابطه با حکومت از سوی مراجع نجف، پس از بازگشت آنان از ایران در ۱۹۲۳، پیامدهای منفی برای آینده تشیع در عراق خواهد داشت. از این رو، تصمیم گرفت کانالی برای ارتباط باز کند بدون آنکه درگیر نزاع با سلطنت شود. پادشاه در او مردی میانهرو و زاهد دید که از پذیرش هدایا یا امتیازات خودداری میکرد.
او در فلسفه و فقه آثار متعددی نوشت که از جمله آنها کتابی درباره فیلسوفان اسلامی، اثری درباره ابنسینا، رسالهای در اهمیت جهاد در فلسطین، کتابی در مسائل فقهی، و اثری با عنوان «آرمانها در اسلام» بود.
شیخ همیشه تنها به حرم میرفت و تنها بازمیگشت. به نوعی با فضای غالب آن روز نجف همخوانی نداشت.
وی در سال ۱۹۶۸ در خانهاش در بازار «الحویش» در گذشت؛ خانهای که هنوز پابرجاست و در کوچهای تنگ، نمور و تاریک قرار دارد. مردی که در نهایت فقر چشم از جهان بست، بیهیچ تعلق دنیوی، و در حرم مطهر به خاک سپرده شد. اگر درست یادم باشد، تابستان بود و پیش از آنکه برای تحصیل به بغداد بروم و کمی بعد حزب بعث به قدرت رسید.
آشنایی من با او به اوایل دهه شصت میلادی بازمیگردد، شاید آن زمان بیش از هشتاد سال داشت. خانهاش مقابل مغازه عمویم در بازار الحویش بود و هنگام رفتن به نماز، با عمویم برخورد میکرد. روزی هم گفتم که میخواهم به دیدارش بروم....
#عبدالکریم_زنجانی
@olama_zanjan
شهادت دومین شهردار زنجان | حاج علی اکبر توفیقی
مرحـــوم توفیقی در زمان ماجرای تجزیه آذربایجان، توســـط فرقه دموکرات دستگیر و پس از مدتی در محل کارخانه کبریت زنجان
(در آخرین چهار شنبه ۱۳۲۴) اعدام شد. بنا به نقل هایی که شده؛ مرحوم توفیقی در دوره یک ماهه اسارت خود، مســـیحی هم بندش به نام ادواردآتوری را مســــلمان نموده و به علی تغییر نام داد که او نیز به همراه مرحــــــوم توفیقی به شهادت رسید. مرحوم توفیقی در قبرستان بالا به خاک سپرده شد.
گویا اولین شهردار زنجان عبدالحسین خان کاووسی (دبیر اسعد) بوده است.
#حاج_علی_اکبر_توفیقی
#شهردار
#دانستنی
@olama_zanjan