فنجانت را پر می کنم هر بار که خالی شود، پس تو با خیال راحت بنوش.
هر بار که خالی شد، با عشق پرش می کنم.
اما نه لبریز.
لبریز که شوی آن وقت خیلی چیز ها عوض می شود، از جمله تو.
شاید خودت بهتر بدانی چه می گویم، اگر لبریز شوی عادت می کنی، به چیز هایی که نباید عادت کنی.
و ممکن است عادی شود برایت، خیلی چیز ها که نباید عادی شود.
منظورم این نیست که می خواهم بخیلی کنم، می خواهم مطمئن باشم هر بار که خالی می شوی می خواهی از قوری ام فنجانت را پر کنم.
#short_story
خلاف عقربه های ساعت
هق یه انیمه ی کوتاه پیدا کردم کسی نیست باهاش ببینم...
نود و یک روز خیلی خوبه😭
https://eitaa.com/AbiSadafyTolueBlueBerry/5882
همون نود و یک روز
ولی چون کار سرم ریخته فقط قسمت اولش رو دیدم
معلوم شد در تمام این مدت هیچت نبوده،
یک لحظه هم دیوانه نبودی،
حتی یک لحظه!
« جنایت و مکافات »
#dialouge