وای معلم هامون عالیه ان...
معلم اقتصاد مون: گفتید فردا باهاتون کلاس ندارم؟
- بله
- مطمئن؟
-بله
-بچه ها قبله کدوم وره؟
- اون طرف
- مطمئنید دیگه؟
- اره همون وره
ایستادن رو به قبله و بالا بردن دست ها و مناجات با پروردگار خویش*
معلم ادبیات:
- بچه ها چقد به زنگ مونده؟
- بیست دقیقه یه ربع
- که اینطور، چیه؟ درسته معلم ایم ولی بیشتر از شماها حواسمون به رنگ هست
بازم معلم اقتصاد:
- گفتید فلانی رفت؟ خداروشکر یه برگه کمتر( منظورش برگه ی امتحان برای تصحیحه )
مجددا معلم اقتصاد:
- آره محافظ های پنجره ی مدرسه یه جوری ان که وایب زندان رو می دن، ما معلم ها بیشتر از شماها این احساس رو می کنیم که از زندان راحت شدیم
مجددا تر معلم اقتصاد زنگ سوم:
- آخیش الان زنگ تون بخوره من می رم خونه چون دیگه کلاس ندارم، می رم خونه می خوابن شماها باید درس بخونیدد
ما: خنده ی عصبی*
معلم ریاضی:
- خانم تروخدا چهار دقیقه مونده به زنگ
- همم اوکیه جمع کنید
بازم معلم اقتصاد:
- خانم جلسه ی قبل هم گفتیم فلانی تغییر رشته داده رفته معماری داخلی، تازه منم می خوام برم
- می خوای بری؟ خب زودتر برو دیگه
معلم ورزش که بیرون کار داشت و ما فکر کردیم نمیاد که زارت یهو اومد:
- هه هه اومدم ذوق تون رو خراب کنم که فکر کردید معلم ندارید
( هی می گفت به شوخیه اما مدام تکرار می کرد )
چقدر آدم های اطرافم مصنوعی به نظر میان...
به خاطر اینه که باهاشون فاصله دارم؟
@as_usual
هر کی می تونه و وقت داره برای ترجمه ی مانهوا و مانگا بیاد، زیاد وقت نمی گیره
حتما دختر باشه و البته حرف گوش کن
هدایت شده از بیورو چک کنید فیلتر شد اینجا
این پیام منو فور بزنید تا من بر اساس وایب چنلتون بگم بیشتر شبیه به:
فرانتس کافکا
آلبر کامو
سیلویا پلات
فئودور داستایفسکی
کدوم یکیشون هستین و یه کتاب به همراه یه جمله معروف ازش رو تقدیمتون کنم.
برای تگ