🌿گوشی را که برداشتم، حال و احوال کردیم و با خوشحالی گفت :
خانم خردمند!
نگینی که هدیه ی اُم علاء بود را، دادم طلاسازی که بهش رکاب و زنجیر بزنن...
گفتم :چه قشنگ شده!
گفت : نگین زیاد دارم، ولی این برام یه جذابیت دیگه ای داره.
تا پول دستم اومد، تبدلش کردم به گردنبند.
می گفت ام علاء برام خیلی عزیزه.
میخام همیشه به یادش باشم❤️
💚 خداحافظی که کردیم. یک لحظه ام علاء آمد جلوی چشمهایم که به دخترانش گفته بود، هرکدامتان که قرآن را حفظ کنید گردنبد طلایم را به او هدیه خواهم داد🥉
#ام_علاء
#دُر_نجف
🆔@omalaa
شیرزنانی که چنین مردانی در دامنشان پرورش یافته، باید برای ما روایت شوند تا از آنها بیاموزیم. از این دست کتابها، کتاب تنها گریه کن یک روایت عالی از یک مادر شهید ارائه میدهد، ناب و خواندنی... حالا در کتاب ام علاء با روایت مادر چهار شهید که همسر شهید و خواهر شهید هم هست مواجه هستیم... از هر سو به این زن نگاه کنیم اسوه است و کاملا مشخص است که چقدر ذوب در اهل بیت شده که خدا چنین صبری به او و چنین برکتی به فرزندان او داده است... از ویژگی های دیگر این کتاب که در نوع خودش برای من ناب بود آشنایی با خانواده های عراقی در زمان صدام است بعد از دیدن مهمان نوازی عراقیان در اربعین برایم این سوال پررنگتر شده بود آیا این مردم همان مردم عراقی هستند که هزاران پیر و جوان ما را شهید کردند؟ و این تغییر رویه آنها برایم قابل درک و هضم نبود... با خواندن این کتاب فهمیدم صدام چه ظلمی به مردم خودش می کرده و همان موقع هم مردم زیادی در عراق حاضر به جنگ با ایران نبودند و چقدر زجر کشیدند حتی به ایران و کشورهای دیگر فرار کردند و چه ظلمهای طاقت فرسایی در حق خانواده آنها شده است. این وجهه از زندگی مردم شریف عراق در این کتاب برایم روشن شد. خاطرات با نثری روان به رشته نگارش درآمده بودند و نظم زمانی خوبی داشتند. این که نویسنده از چگونگی آشنایی خودشان با سوژه داستان نوشته بودند برایم دلچسب بود. تنها موردی که دوست داشتم در این کتاب ببینم اما نبود روایت یک دست داستان بود اگر داستان از یک راوی مخصوصا راوی متکلم وحده روایت میشد و حالت رمان به خود میگرفت بسیار جذابتر و شیرین تر میشد مشابه کتاب شهاب دین، نخل و نارنج و کتابهایی که به صورت رمان نوشته شده بودند و سعی کرده بودند پایبند به واقعیت باشند. البته نمیدانم شاید خانواده ام علاء دوست داشتند نویسنده از قوه خیال خود برای اتصال روایتهای راویان مختلف به هم استفاده نکند. در هر صورت این کتاب شخصیت یک زن قوی را حکایت میکند که برای همه میتواند الگوی خوبی باشد. از نویسنده و تمام راویان و دست اندرکاران نشر شهید کاظمی بابت این کتاب عالی ممنونم. ان شاء الله بتوانیم از چنین زنی که اسوه صبر و تقوا و توسل به اهل بیت است الگو بگیریم.
تیر ١۴٠٣
#ارسالی_مخاطب
#ام_علاء
#بانوی_تراز
#انتشارات_شهید_کاظمی
🆔@omalaa
💠 گفتگوی صمیمی و دیدار با نویسنده محترم کتاب #ام_علاء؛ سرکار خانم سمیه خردمند
❇️ کتاب #ام_علاء؛
🔺 روایت زندگیامالشهداء فخرالسادات طباطبایی؛ از همسایگیامیرالمؤمنین(ع) تا همسایگی بانوی کرامت(س)
📍 زمان: سه شنبه ۲ مردادماه۱۴۰۳
🔸 ساعت: 17
📌 مکان: قم، مجتمع ناشران، طبقه همکف، واحد۳۶، فروشگاه نشرشهیدکاظمی
❇️ جهت شرکت به صورت مجازی و آنلاین، لینک نشست روز سهشنبه در گروه باشگاه همخوانی بارگزای میشود.
https://eitaa.com/joinchat/2761032298Cd2e44e391d
🔹منتظر حضور گرمتان هستیم🔹
📌 باما همراه باشید؛
🆔 @nashreshahidkazemi
🔔قرار بود یک جلسه کوچک در قالب دیدار با #نویسنده باشد و بس.
حتی تبلیغات زیادی هم نکردیم.
📚گفتیم فروشگاهمان کوچک است و شاید مخاطب اذیت شود.
⏳ساعت ۵ شد. جلسه را طبق برنامه شروع کردیم و لایو ایتا رو هم روشن کردیم.
👌چند دقیقهای نگذشت که شدیم حدود ۷ الی ۸ نفر.
🤔راستش را بخواهید، فکرش را هم نمیکردم که توی این هوای گرم و اذیتکننده مرداد #قم کسی بیاید.
✍️به نویسنده محترم هم گفته بودم که جلسهمان در حد یک دورهمی کوچک است و اصل مهمانهایمان در فضای مجازی هستند. آن را هم با شاید و ممکن است گفتم.
✅بگذریم. خودم هم نشستم پای صحبتهای خانم نویسنده.
🖋️صحبتهای خانم #خردمند مثل شروع کتابش داغ و جذاب بود.
🥰آنقدر شنیدنی که حواسم نبود جمعیت آرامآرام زیاد شدهاند.
#یادداشت_بیسیمچی
📌 انتشارات شهید کاظمی
🆔 @nashreshahidkazemi