eitaa logo
اُمْ علاء
290 دنبال‌کننده
546 عکس
128 ویدیو
3 فایل
زندگینامه ی بانوی مجاهد و شهید پرور (فخرالسادات طباطبایی) اُمْ علاء به قلم:سمیه خردمند ارتباط با نویسنده : @om_ala_admin ثبت سفارش کتاب همراه با امضای نویسنده : @om_ala_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
📕کتاب را صبح اول وقت تمام کردم. چه حس غریبی! 🪴 چشمهایم را به گوشه ای دوختم، صحنه ها و احساسات را در خودم بازسازی کردم، همه را... و جانگدازتر از صحنه ملاقات با شهیدان عمادالدین و عزالدین و شوخی برادر اسیر ام علاء با بی بی ندیدم. یا مظلومانه تر اینکه جمع خانواده، صبح عید فطر، در آستانه در آوردن سیاه از تن، وفت خبر شهادت چهارمین فرزند... یا بغض آلود تر و عارفانه تر از" مرگ آگاهی "ام علاء، شبی که انتظار محسن عزیزش نگذاشت به موقع بخوابد گوش به زنگ بود و گفت :اگر امشب نمی آمدی دیدارمان می ماند به قیامت... 🥺دلم چقدر سوخت برای برادری که چون فرزند در دامان این خواهر طعم عشق و امنیت و محبت چشیده بود و باور نداشت بوی فراق را و خواهری که داشت از عزیز برادرش، محسنی که با عماد شهید مشق او بودند در تمرین مادری، و عشق ورزی به او و مرهم داغ پدر بود برای خواهر، 🥺اشکم در آمد از صحنه چکش به دست گرفتن با غرور برای کوبیدن میخهای صندوق چوبی! از معصومیت مردانه محسن از هوش و فراست عاشقانه خواهر که یتیم کوچک مادرش را نزد فرزندانش سربلند میخواست و با ظرافت، مراقب چینی نازک غرورش بود، محسنی که بر پیشانی عماد شهید، های های گریسته بود... 😥آن شب چقدر سوزناک بود و تسلای خواهر پیش از رفتنش به ملکوت، مثل فیلم مادر اما بسیار سوزناک تر و بلند مرتبه تر. 🌿چقدر شیرین بود حس و حال دخترکان تازه ازدواج کرده ای که در خانه ام علاء گره از کارشان باز میشد... بهجت، رضیه،خدیجه، بتول، هناء، فاطمه و بستگان دردمندی که نفس حق و کلام روحبخش ام علاء غبار غم از وجودشان میشست! 🌹چه مستانه بود حس و حال دخترکی که در هجوم آتش به خانه شان اشک و ضجه مادر، روحش را پژمردگی وبیم فسرده بود،آن زمان کلام ام علاء،هدیه باورنکردنی اش و آرامش و امیدش را دید،اوج این مستی زمانی میوه میدهد که او مادر میشود و به خاطر همنامی با محبوبش،فررند را علاء الدین مینامد.... خاطره از کتاب و دلنوشته برایش، همچنان باقیست! 🌱ام علاء! بوسه ها بر پیشانی و چشمان و دستهای متبرکت . همان دستانی که در دست خدا بود دائم و آنی رها نمیشد،چشمانی که چشمه عشق بودند و جوشان برای عزیز زهرای بتول و محمد مصطفی(صلوات الله علیه و آله) و پیشانی ات که جز در نمازها،هر گاه و وقتی که قلبت حضور نعمتی را گواهی میداد به شوق بر آستان رب جلیل بر خاک مینشست! 🌸بهشت گوارایت باد، ام علاء ✍️ یادداشتی بر کتاب به قلم مخاطب عزیز سرکار خانم https://eitaa.com/omalaa @omalaa
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
30.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صادقانه می گویم! گنج هایی در این مسیر هست که باید برای به دست آوردنش دل به دریا زد... می خواهم کمی با شما راحت تر حرف بزنم. راستش را بخواهید، سال 96 برای اولین بار در این مراسم عظیم شرکت کردم. البته سختی هایش خیلی خیلی کم بود، چون از طرف کنگره شعر که برگزیده شده بودم رفتم و نجف و کربلا را در هتل های پنج ستاره با منوی متنوع غذا گذراندیم. ناگفته نماند بخاطر بیماری ام می ترسیدم در پیاده روی شرکت کنم و از آنجائیکه نمی خواستم کسی دردم را بفهمد مدام بهانه های جورواجور می آوردم. مجبور بودم به سکوت، اگر از همان اول می دانستند، شاید اجازه نمی دادند همراهشان بروم. دوروز توی نجف ماندیم. روز سوم کاروان شعرا پیاده روی را شروع کرد. من اما ترسیدم. نشد همراهشان بروم و با دو تا از خانمهای شاعر، یک روز دیگر توی همان هتل ماندیم و فردای آن روز با یک راننده ی عراقی مسیر نجف تا کربلا را با ماشین رفتیم و ده کیلومتری نجف پیاده شدیم. حالا می بینم همان چند قدم چه برکاتی آورد توی زندگی ام. همان سال بود که از امیرالمومنین و اباعبدالله خواستم توانی به قلمم بدهند و زبان لالم را بگشایند به هرآنچه که خودشان می خواهند. با صراحت تمام میگویم گنجی است که در همین مسیر وارد زندگی ام شد. همانی که دنبالش می گشتم. زندگی ام با او گل انداخته و هر لحظه با حرفهایش آرام میشوم. حتی روضه های عربی و ترکی را با صدای ام علاء می شنوم و خیال می کنم اوست که برایم روضه می خواند. یا مثلا به یاد خاطرات خانم جابری که می‌افتم، با خودم می گویم چه رنج هایی ملت عراق کشیده اند، برای حفظ این مسیر. @omalaa
ایران و العراق لایمکن الفراق أربعين 1402 مسیر نجف _کربلا همراه یکی از قهرمان های کتاب ام علاء همسر @omalaa
شهید جاوید الاثر، آیت الله سید حسن قبانچی() در کتابخانه ی شخصی خودش که در آن زمان بزرگترین کتابخانه ی نجف به شمار می رفت. این همان کتابخانه ای است که دخترانش را تشویق می کرد تا کتاب‌های پدر را بخوانند و منبر بروند. نثار شادی ارواح طيبه ی شهدا، صلوات🌷 @omalaa
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سپاس از حضور سرکار خانم پایگاه بین المللی جهان بانو🙏🌹 https://eitaa.com/Jahanbanou_ir @omalaa
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا