سپاس از حضور سرکار خانم #مهتا_صانعی
پایگاه بین المللی جهان بانو🙏🌹
https://eitaa.com/Jahanbanou_ir
@omalaa
🌷و لا تَحسَبَنَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ روزی می خورند.
(طلبه ی جوان با چشمهایی سیاه و معصوم وابروهایی صاف و بدون حالت، صورت و بینی کشیده و محاسن مشکی، داشت از توی برگه ی آ چهار نگاهم می کرد، زیر عبا و قبای مشکی یک بلوز یقه اسکی پوشیده بود، َچین عمامه ی سیاهش مرتب و منظم بود.
توی عکاسی به لنز دوربین چشم دوخته بود.
شاید می دانست سالها بعد قرار است با همین چشم ها از توی قابِ آلومینیومی با مردم حرف بزند.)
#برشی_از_کتاب_اُم_علاء
#الشهید_المجاهد_سید_صادق_القبانچی
#رفیق_شهیدم
#اُم_علاء
#بانوی_تراز
#مادران_شهدا
@omalaa
سلام و نور
خدا قوت
کتاب ام علا رو یکی از همکاران عزیزم به من هدیه داد.
جاذبه ای برای خوندنش نداشتم. بعدش بخاطر ارزش گذاشتن به هدیه ایشون تصمیم گرفتم بخونم
برگه های کتاب رو یکی یکی ورق زدم. با قلم خانم خردمند آروم آروم چند صفحه ای جلوتر رفتم و احساس کردم خوبه ادامه بدم
با شروع خاطرات عمه در روز عیدغدیر دیگه پای احساس و علاقه ام به ادامه داستان محکم تر شد .
با توصیف های زیبای خانم خردمند در کوچه پس کوچه های نجف قدم زدم و چشم دوختم به گنبد طلایی امیرالمومنین. با صدای اذان و ابو حمزه ثمالی کبوتر دلم پر کشید سمت حرم.
دلم یک زیارت با معرفت خواست از جنس زیارت ام علا
محرم امسال حتی نتونستم یک هیئت و روضه برم اما با شهادت مظلومانه عمادالدین و عزالدین بغضم ترکید و گریه ام گرفت
با داغ شهادت فرزندان ام علا دلم آتش گرفت
زندانی شدن زنان مظلوم شیعه منو به یاد مظلومیت حضرت زینب و شکستگی دل رقیه سه ساله انداخت
با تمام وجودم
و با حسرت به مقام مادر شهیدان کتاب رو به پایان رسوندم
این بهترین رزق معنوی امسال من از محرم بود
از تمامی دستندرکاران این کتاب خوب تقدیر و تشکر می کنم
#ارسالی_مخاطب
#مادران_شهدا
#ام_علاء
@omalaa
⁉️اینجا کجاست؟!
حتما چیزهایی از این دریچه ی کوچک و این دَرِ آهنی در کتاب اُم علاء خوانده اید...
📅چه روزهایی گذشت بر #ام_علاء پشت این درب!
چه ساعات و لحظه هایی طی شد که حتی تصورش برایمان غیر قابل باور است!
از این سلول کوچک بیشتر برایتان خواهم نوشت.
فقط این را بگویم اگر الان ظاهری تمیز و مرتب از این سلول می بینید، دلیلش این است که آقا سید صدرالدین ساختمانی را که خودش و پدر و مادرش در آن زندانی بودند را تبدیل کرده اند به یک شهرک پزشکی خیریه به نام (امام حسین ع)
اگر مشرف شدید به نجف، سری به این ساختمان بزنید.
نجف الاشرف، شارع امام علي ع، مدينة الطبية الإمام الحسين ع
#ام_علاء
#زندان
#مادران_شهدا
@omalaa
🔷اینجا همان سلولی است که ام علاء همراه حدوداً هفتاد زن و کودک دیگر یک سال و نیم در تاریکی و گرمای طاقت فرسا به عشق اهل بیت سلام الله و با امید پیروزی اسلام و از بین رفتن کفر شب را به صبح کشاندند و روز ها را به شب...
🔷این همان سلول کوچک دوازده متری است، منهای آن پنجره ای که می بینید،
تنها دریچه ای که در این سلول وجود داشت، همان منفذ کوچکی است که روی درب آهنی نصب شده. این پنجره را سالهای اخیر در این اتاقک خفه کننده ساختند تا هوا جریان پیدا کند.
حالا تصور کنید، #ام_علاء و هم بندهایش تمام روز سال را با یک پنکه ی قراضه که فقط هوای دم کرده را پس میفرستاد، بخاطر بقای اسلام، تحمل کردند.
🔷آنقدر تنگ و کوچک بود که حتی جای خوابیدن یا نشستن نداشتند.
گاهی برای اینکه یک نفر بخوابد، سه نفر می ایستادند تا جایی برایش باز کنند.
🔷پشت آن دیوار هم سرویس بهداشتی بوده که پرده ای جلوی آن کشیده بودند. حمام هم بیرون سلول بود که اگر زمستانها آب گرم میخواستند باید به شرطه ها پول می دادند تا آبی برایشان گرم کنند.
🔷تاریخ، شیرزنان زیادی را به خود دیده، که همچنان از چشم ما پنهانند.
مدیونشان هستیم و قول می دهیم ادامه دهنده ی راهشان باشیم.
#ام_علاء
#زندان
#نجف_الاشرف
#شارع_امام_علی_ع
#مدینة_الطبیة_الامام_الحسین_ع
#مادر_شهید
@omalaa
بازدید استاندار نجف اشرف از زندان..
سمت راست تصویر، دکتر عمار سلامی، رئیس دانشگاه اسلامی نجف اشرف(نوه ی ام علاء)
که در کنار حجة الاسلام والمسلمین سید صدرالدین قبانچی(فرزند ام علاء) ایستاده اند.
#ام_علاء
#امام_جمعه_نجف_اشرف
#سید_صدرالدین_القبانچی
@omalaa
هر صحبت یا نقد و نظر یا پیشنهادی دارید، بصورت ناشناس اینجا ارسال بفرمایید.👇👇👇
https://harfeto.timefriend.net/17230280238175