هدایت شده از کانال حسین دارابی
🔻تو کتاب اُم علاء چند قسمت از کتاب با صفت پنجم متقین یعنی کنترل نگاه مرتبط بود
1⃣عکس اول یکی از علمای بزرگ وارد اتوبوس میشه، دختر اُم علاء به مامانش میگه وای مامان فلانی فلانی، مامانش نگاه نمیکنه و میگه....
2⃣عکس دوم هم همسر ام علاءس در دوران جوانی....
تازه دقت کنید میگه پوشیه رو بالا زدم. یعنی طرف به زن پوشیه زده که هیچی از صورتش مشخص نیست هم نگاه نمیکنه....
المتقون... غ غَضُّوا اَبْصارَهُمْ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ
شاید بگیم خب این نگاه که لزوما حرام نیست، سختگیری نیست؟ استادی میفرمود "همین نگاههایی که شاید حلال باشه نگاه رو در نهایت از کنترل خارج میکنه. مثلا خیلیا میگن نگاه اول حلاله، خب یعنی نگاه اول به قیافههای آنچنانی تاثیر روی دل نمیگذاره؟ بله یه وقت نگاه آدم میفته. یه وقتی به نیت نگاه اول حلاله نگاه میکنیم این یه بحث دیگه اس"
اینهارو از اساتید میگم
چون خودم در حدی نیستم که نصیحت کنم. خودمم نمیدونم عامل هستم یانه
کتاب ام علاء عالیه. روح آدمو جلا میده
برای تهیه مجموعه کتابهای هفته کتاب مطلب سنجاق رو بخونید
هدایت شده از کانال حسین دارابی
حکم اعدام ۷۵ نفر از وکلای آیت الله صدر در تیرماه ۱۳۵۸ شمسی صادر شد. همسرم صدرالدین هم یکی از همین وکلا بود.
دنیا برایم تیره و تار شد. نمیخواستم باور کنم. نه خواب داشتم نه خوراک. کارم فقط گریه بود. تصور زندگی بدون سید برایم طاقت فرسا بود. حرفهای خاله بیدارمان کرد. همان امیدهای همیشگی. خاله امعلاء از یاس و ناامیدی بدش میآمد. اعتقاد زیادی به دعا (وتوسل) داشت و همیشه می گفت دعا صخره را سوراخ میکند.
❓سؤالی توی چشم بعضی از زنان فامیل و همسایه بود. آن هم اینکه با این همه دعا چرا عماد و عزالدین را از دست دادید؟
خاله امعلاء میدانست فامیل و همسایه این حرفها را پشت سرش می زنند، اما همیشه سرش را بالا میگرفت و میگفت: «خوشحالم که پسرم مرگ با عزت داشت و فدای دین شد وظیفه ما دعا کردن بود که انجام دادیم ولی خدای متعال تقدیر بهتری براشون رقم زد. حالا هم شاكرم مطمئن باشید اگر همه پسرهام شهید بشن باز هم افتخار میکنم.»
حالا که احساس مادر بودن را چشیده بودم هضم این حرفها برایم سختتر بود. میدانستم قلب مادر به قلب اولادش گره میخورد و جدایی مادر و فرزند خصوصاً برای همیشه، دل بزرگی میخواهد و ایمانی راسخ که خاله امعلاء داشت. یک ماه و ۲۸ روز از اسارت سید گذشته بود. کارمان شده بود ختم و دعا دست برنمیداشتیم از دعا کردن تسبیح پشت تسبیح ذکر میگفتیم و هر کسی هر ختم مجربی بلد بود، انجام میدادیم. توی همان سرداب صبح و عصر، حتی شبها تا نیمههای شب بیدار میماندم و برای آزادی سید دعا میکردم. این دستگیریها ۹۹ درصد منجر به اعدام می شد. اما امعلاء سماجت در دعا را یادم داده بود. تصمیم گرفتم کم نیاورم و هر طور شده برات آزادیاش را از خدا و اهل بیت بگیرم.
😢یک روز عصر قنداقه حسناء را بغل گرفتم و از پله های مارپیچ خانه خاله رفتم روی پشت بام هوا هنوز گرم بود. نگاهی به گنبد #حضرت_امیرالمومنین انداختم و به خون شش ماهه حسین قسمش دادم. بعد به آسمان نگاه کردم و با دل شکسته گفتم خدایا! نزدیک دو ماه است از شوهرم خبری ندارم. روزی چند بار هم دعا می کنیم و ختم برمی داریم چند چله برای آزادی سید گرفتیم. خدایا! من طاقت جدایی از همسرم را ندارم. اگر دعای من را نمیپذیری سید را به این طفل دوماهه ببخش. به خاطر طفل رباب به خاطر حنجر بریده علی اصغر. اشک هایم دانه دانه می افتاد. دستهای حسناء را از توی قنداق درآوردم گرفتم رو به آسمان گفتم: «خدایا! پدر این طفل را به مظلومیت پدر شش ماهه کربلا برگردان. کبوترهای حرم بالای پشت بام خانه پرواز کردند. حسناء چشمهایش را باز کرد و لبخند زد. من غرق گریه بودم.
🔻حدود دو ماه بعد، یعنی ۳ شهریور ۱۳۵۸ سید از زندان آزاد شد. لاغر و کبود شده بود. شنیدیم همه ۷۴ نفر که وکلای آیت الله صدر بودند اعدام شدند. اما خدا سید را به دست های کوچک حسناء بخشیده بود.
"بخشی از کتاب اُم علاء"
✍ واقعا هر صفحه از کتاب اُم علاء یک درس و یک کلاس فوق العاده عرفانی و اخلاقی هستش. برای اطلاعات بیشتر از این کتاب مطلب سنجاق رو بخونید
#حسین_دارابی | عضوشوید 👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
هدایت شده از کانال حسین دارابی
نشستم رو به رویش و هر دو باهم گریه کردیم و روضه خواندم. با گریه گفتم: فخر السادات حالا مثل ام البنين چهار پسر فدا کردی
دستی به صورتش کشید و میان هق هق گریه هایش گفت: ابوعلاء من کجا وام البنین کجا؟! ام البنين تمام دارایی اش را تقدیم کرد، اما من هنوز پنج پسر دیگر دارم....
#ام_علا
علی اکبر حائریenc_16719026017068626334064.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
نماهنگ دنیام فاطمه
🎙علی اکبر حائری
مگه میشه گریه نکرد با این 😭
💠محفل شعر خوانی بانوان شاعر استان قم
🔹با شعر خوانی بانوان
🎙وحیده گرجی
🎙فرزانه قربانی
🎙ریحانه ابوترابی
🎙متین پسندیده
🎙ملیحه سازگار
🎙سمیه خردمند
🎙عاطفه جوشقانیان
🎙طاهره سادات ملکی
📅پنجشنبه ۶ آذر ماه سال ۱۴۰۴
🕛ساعت ۱۰ صبح
💢ویژه خواهران
🕌 مکان: قم/خیابان آذر/ کوی ۵۹ /حرم مطهر امامزادگان موسی مبرقع و چهل اختران علیهم السلام
#مضجع_شریف_نورانی_موسی_مبرقع
#الهم_عجل_لولیک_الفرج
#فاطمیه
💠➣┅─────────
🌐کانال حرم مطهر حضرت موسی مبرقع «ع»
🆔 @Hazratemoosa
🆔@goharshadqom
هدایت شده از کانال حسین دارابی
راستی کدومیک از کتابای هفته کتابو خوندید تاحالا؟
اُمعلاء
مارپیچ خون
نهج البلاغه جوانان
سرداران ایران زمین؟
نظرتونو تو قسمت نظرات بنویسید که بقیه هم استفاده کنن. کدومو دوست دارید بخونید؟ کدومو خوندید؟ نظرتون دربارهش.
👈 ارسال نظر
هدایت شده از حامد کاشانی
حجت الاسلام کاشانیمناظره حامد کاشانی و عبدالرحیم سلیمانی اردستانی - کیفیت پایین.mp3
زمان:
حجم:
45M
هدایت شده از حامد کاشانی
بدلیل محدودیتهای نرمافزار ایتا، همراهان گرامی میتوانند فیلم کامل و صوت باکیفیت را از https://www.hkashani.com/?p=28618 مشاهده و دریافت نمایند.