این در واقع داره چرخه زندگی و به ارث بردن رفتار بد از والدین رو نشون میده که طرف تو بچگی از پدرش کتک خورده و کم کم بزرگ شده و خودش بچشو تنبیه میکنه و این چرخه همینطور ادامه داره.
📚@omid3010013 👈عضو شوید
✖️از فتنه های آخر الزمان ناراحت نشوید..
تشخیص حق و باطل برای کسانی که منافق نیستند از افتاب هم روشنتر است..
📚@omid3010013 👈عضو شوید
animation.gif
حجم:
190.8K
هر قدر آرزوها آسانتر برآورده شود خواسته ها زیادتر خواهد شد
📚@omid3010013 👈عضو شوید
بچه ها به ۵ دلیل خوشبختند :
۱.گریه می کنند چون دوست دارند همان لحظه سبک شوند.
۲.قهر می کنند، زودآشتی می کنند ،چون کینه ندارند.
۳.چیزی که می سازند زود خراب می کنند چون به دنیا دلبستگی ندارند.
۴.باخاک بازی می کنند چون تکبر ندارند.
۵.خوراکی ای که دارند زود می خورند و برای فردا نگه نمی دارند چون طمع یا آرزوهای دراز ندارند.
📚@omid3010013 👈عضو شوید
نشریه آمریکایی usa today؛
مشکل آمریکا در ایران حضور یک "ابر حریف" به نام آیت الله خامنه ای است که نقشه راه را می شناسد و مردم به او اعتماد آمیخته به اعتقاد دارند
📚@omid3010013 👈عضو شوید
•~اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛ ~•
🕊 زشتترين راستگويى، تعريف انسان از خویش است.
📚@omid3010013 👈عضو شوید
خداوند یک سیستم پاک کننده روی دنیا نصب کرده
که هرچند یک بار گناهان بندگانش رو با اونها پاک می کنه تا سبکبار و طیب وارد عالم آخرت بشن..!
#اگر نیمههای شب گریه بچه از خواب شیرین بیدارت کرد...،
اگر رنج و مشقت نگهداری از پدر و مادر پیر و ناتوانت به گردنت افتاد...!
یا سرماخوردگی و مریض شدی، سیستم خدا برات فعال شده و داری از #گناه هات پاک میشی..!
📚@omid3010013 👈عضو شوید
تشرف یک مغازه دار خدمت امام زمان(ع)
دو نفر مغازه دار عهده دار زندگی خانواده سید نیازمند ی می شوند یکی از آن دو برای تشرف به محضر امام زمان (ع) ذکر سفارش شده ی شیخ را شروع میکند پیش از شب چهلم یکی از فرزندان خانواده ی آن سید نزد او می آید و یک قالب صابون می خواهد مغازه دار می گوید : مادرت هم فقط ما را شناخته ! فلانی هم هست ( اشاره به مغازه دار دیگر ). می توانید از او بگیرید.
آن شخص می گوید : شب که خوابیدم ناگهان متوجه شدم که از داخل حیاط مرا صدا می زنند بیرون آمدم . کسی را ندیدم . مجددا خوابیدم . باز مرا به اسم صدا کردند .....تا سه بار .دفعه ی سوم در منزل را باز کردم دیدم سیدی که روی خود را پوشانده بود گفت :((ما می توانیم بچه یمان را اداره کنیم ولی می خواهیم شما به جایی برسید)).
📚@omid3010013 👈عضو شوید
به بچهای بگوییم به جوشکاری نگاه نکن
باز هم نگاه میکند چون خوشش میآید
اما شب که ناخوشی ها شروع شد
میفهمد که باید حرف بزرگترش
را گوش میکرد..
حال بزرگتری مثل امیرالمومنین(علیهالسلام)
به ما میگوید:
{کَم مِن نَظَرهِِ جَلَبَت حَسرَهً }
چه بسا نگاهی که حسرت و ندامت
درپی دارد.
📚@omid3010013 👈عضو شوید
👈برخی کودکان تحمل باختن در بازی را ندارند چگونه تحمل آنان را بالا ببریم؟
۱. دلیل این امر اینست که آنها خودباوری و اعتماد به نفس پایینی دارند.
و احساس منفی درباره خود دارند که باید تلاش نمود تا اعتماد به نفس او را بالابرید.
۲. او را با خواهر و برادر و همسالانش مقایسه نکنید.
درباره برد و باخت و اینکه لازم نیست انسان همیشه برنده شود و برد و باخت نوبتی است به او توضیح دهید.
۳. هرگز به گونهای با کودک بازی نکنید که همیشه برنده شود بگذارید گاهی باختن را هم تجربه کند.
و در آن زمان برد قبلیش را به او یادآوری کنید.
۴. بیشتر بازیهای غیر رقابتی را در لیست بازیهایش قرار دهید.
۵. رفتار والدین در مسئله برد و باخت نیز بسیار تأثیرگذار است.مثل اظهار ناراحتی یا اعطای جایزه و ... .
۶. بهتر است بیاهمیت بودن باختن را در روش الگویی بهصورت عملی به او بیاموزید.
📚@omid3010013 👈عضو شوید
درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشارهای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .
کریم خان گفت
این اشاره های تو برای چه بود ؟ درویش گفت
نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟ کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه میخواهی ؟ درویش گفت
همین قلیان ، مرا بس است !چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد ! روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت .
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشارهای به کریم خان زند کرد و گفت
《 نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست .》
📚@omid3010013 👈عضو شوید