eitaa logo
جادوی کیک 🍰
240 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.1هزار ویدیو
16 فایل
اینجا برات بهترین پودر کیکارو می‌سازیم با کیفیت عالی و قیمت منصفانه 😌 میتونی رضایت محصولات رو اینجا ببینی 👇 آیدی ثبت سفارشات 👈@por_mosavi
مشاهده در ایتا
دانلود
پرسیدم: حاجی چی شده همش حرف از شهادت میزنی؟ نگاهم کرد، ادامه دادم راست و حسینی بگو چیشده؟! یکدفعه گریه اش گرفت،خیلی شدید! جوری نبود که فقط اشک بریزد. شانه هایش همین طور تکان می‌خورد با ناله گفت:چند شب پیش مادرم رو خواب دیدم! منظورش حضرت زهرا س بودند. همیشه ایشان را به همین لفظ اسم می‌برد. گفت:توی همین چادر خوابیده بودم که ایشان به من فرمود باید بیای! نگاه نگرانم را دوختم به صورتش. گفتم: حاج آقا! شاید منظور بی بی این بوده که آخر جنگ ان شاءالله! گفت: نه این حرفها نیست! توی همین عملیات من شهید میشم:) -به‌نقل‌از‌دوست‌شهید
「🌿؛ تو سبزی فروشی کار می کرد بعد از یه مدت کارشو رها کرد و گفت: دیگه نمیرم گفتم چرا؟ گفت به سبزیا آب میزنه و اونا سنگین میشن این پول و درآمد شبهه ناکه رفت تو مغازه لبنیاتی بازم کارشو رها کرد گفتم: چرا؟ گفت: داخل شیرها آب می ریزه درآمدش حرومه من باید نون حلال بیارم سر سفره ام نه اینجور نونای شبهه ناک روو رفت کارگری و بنایی رو انتخاب کرد.
پرسیدم: حاجی چی شده همش حرف از شهادت میزنی؟ نگاهم کرد، ادامه دادم راست و حسینی بگو چیشده؟! یکدفعه گریه اش گرفت،خیلی شدید! جوری نبود که فقط اشک بریزد. شانه هایش همین طور تکان می‌خورد با ناله گفت:چند شب پیش مادرم رو خواب دیدم! منظورش حضرت زهرا س بودند. همیشه ایشان را به همین لفظ اسم می‌برد. گفت:توی همین چادر خوابیده بودم که ایشان به من فرمود باید بیای! نگاه نگرانم را دوختم به صورتش. گفتم: حاج آقا! شاید منظور بی بی این بوده که آخر جنگ ان شاءالله! گفت: نه این حرفها نیست! توی همین عملیات من شهید میشم:) -به‌نقل‌از‌دوست‌شهید