ممنونننن از همه بابت کتابایی که معرفی کردن ، اینجا فرستادم که یادم نره بخرمشون
روزمرگی با طعم املت ربی
دیشب ساعت ۱ یهو رفتم تو طاقچه و یه کتابی رو خریدم ، الان خوندنش تموم شد .
روزمرگی با طعم املت ربی
دیشب ساعت ۱ یهو رفتم تو طاقچه و یه کتابی رو خریدم ، الان خوندنش تموم شد .
اینطوری بود که دیدم همه تو کانالاشون دارن از کربلا و نجف میگن ، و من همیشه با خوندن توصیفاتی که مردم از اربعین و کربلا و نجف رفتن میکنن شوکه میشم چون برای من غیر قابل لمس و درکه .
من هر دو باری که رفتم عراق هیچوقت نتونستم اون حس نورانی و خالصی که ازش حرف میزننو درمورد خودم پیدا کنم.
یعنی میدونستم اینجا یه خبریه ولی اون غُل اون جوشش اون جرقه در من ایجاد نمیشد . حتی یک درصد هم درکی از عظمت اون مکان و اون امام نداشتم و ندارم ، واسه همین بهم نمیچسبید . دیدی میگن یبار بری کربلا دیگه دوری برات خیلی سخت تر میشه و همش آرزوته بتونی دوباره بری ؟ من اینجوری نبودم و نشدم و نمیدونم کی بشم.
این باعث میشه همیشه فکر کنم " چه کوفتیمه ؟ " چرا من نمیتونم اون چیزی که بقیه درموردش حرف میزننو اینجا پیدا کنم چرا حسش با حرم حضرت معصومه رفتن یکیه چرا باید زور بزنم برای اشک چرا همون دعاهای قاطی پاتی ای که وقتی روبه رو گنبد حضرت معصومم میکنم رو اینجا هم میگم و انگار نه انگار چرا مثلا موقع مداحی گوش کردن حتما باید به حفره زندگیم فکر کنم تا گریم بگیره چرا نمیتونم صرفا با فکر کردن به خود حضرت عباس گریه کنم ؟ درحالی که من برای همه چیز و همه کس در جهان عمیقا دلسوزی میکنم پس چرا نمیتونم برای رنج حسین (ع) فوری و با فوران گریه کنم ؟
روزمرگی با طعم املت ربی
اینطوری بود که دیدم همه تو کانالاشون دارن از کربلا و نجف میگن ، و من همیشه با خوندن توصیفاتی که مردم
بعد گفتم خاکبرسرت لاقل یکم حس معنوی در خودت ایجاد کن . رفتم اینستا و سرچ کردم #نجف . باز دیدم انگار یه چیز بیشتری میخوام چهارتا کلیپ فایده نداره .
گفتم یچیزی از امام علی بخونم یه داستان یا متن کوتاه ولی بلد نبودم چی و از کجا ، تو طاقچه سرچ کردم "علی" .
رندوم یکیو خریدم و شروع کردم به خوندن
روزمرگی با طعم املت ربی
خلاصه جواب سوال ' چه کوفتیمه ' رو امشب گرفتم
فهمیدم هیچ کوفتیم نیست
من فقط نمیتونم برای درد اول علی گریه کنم چون از نظر مغزم این نوع درد ، لیاقت گریه برای علی رو نداره .
ولی برای درد دوم چرا . تا دلت بخواد.
و لازمهی محزون شدن بر درد دوم ، شناختن علی و شناختن درد علیِ (ع)
همیشه ترسم از زیاد پیام دادن اینه که پیام هام از حوصله خارج بشه و کامل خونده نشه
شما فکر کنین یه آدم سرد و مخوفم که هفته ای یبار پیام میدم و هر هفته یدونه از این تیکه کتابارو فرستادم خوب بخونیدشون