eitaa logo
یک روز در آذر...🇮🇷
76 دنبال‌کننده
360 عکس
64 ویدیو
0 فایل
"بسم الله الرحمن الرحیم" _اینجا؟ +شاید بخشی از من واقعی... _کپی؟ +فوروارد _راه ارتباط؟ https://daigo.ir/secret/1740507722 https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=d7dw4732zFtuNAow&btn=پیام.ناشناس
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستم عروس شده.. سکته.. ذوق.. جیغ..
تجمع❌ جشن عقد✅
عیدتون مبارکا🐑
نیستم چون خوب نیستم.. درسام به نسبت سنگین شده و کنکور نزدیکه.. ذهنم از بعد از شهادت آقا خیلی بهم ریخته‌است.. نمی‌دونم کی خوب میشم.. دعاکنید برام.. مرسی از اینکه هستید. ممنونم ازتون. یاعلی.
کاش همین طور که داخل حرم امام رضا و حرم امام حسین میکروفن گذاشتن و می‌تونی تماس بگیری داخل بهشتم می‌ذاشتن که هر وقت دلمون تنگ شد زنگ بزنیم بگیم با آقا سید علی کار داشتم گوشی رو می‌دید بهشون لطفا:))
کلاس نهم که بودم یادمه ۱۶ خرداد امتحان مطالعات اجتماعی داشتیم.. مادربزرگ و پدربزرگم می‌خواستن برن مرقد امام برای ۱۴ خرداد‌ و منم گفتم که میام و هرچی بهم گفتن که چطوری می‌خوای توی یه نصفِ‌روز ۱۸ تا درس مطالعاتو جمع کنی؟ حالا امسال درستو بخون و فلان گوش ندادم و رفتم مرقد.. از شانسمون صبح تا اومدیم بریم داخل سخنرانی شروع شد و اواسطش رسیدیم پشت تفتیش های آخر مرقد و خب گفتن که دیگه ورود ممنوعه.. خیلی خورد توی ذوقم و کلا حس و حالم پرید شاید یه ربع آخر سخنرانی بود که یهو در رو باز کردن و من پرواز کردم داخل مثل معجزه بود برام همین طور که وارد شدیم یکی از خدام ها می‌گفت سمت چپتو ببین اون لحظه برام جا نیفتاد چی میگه توی دلم گفتم من اومدم حضرت آقا رو ببینم فقط اما به محض اینکه برگشتم سمت چپ آقا رو دیدم.. چشمام تار شد..حال عجیبی داشتم.. تمام کسایی که وارد میشدن حتی اونایی که ظاهرشون مثل ما نبود بعد از دیدن رهبر روی زانوهاشون می‌افتادن و گریه‌شون قطع نمی‌شد یادمه دویدم جلوتر و دو دستی اشکام رو پاک می‌کردم ‌و می‌گفتم بسه اشک لعنتی من اومدم ببینمش تو نمی‌ذاری.. نمی‌تونم حال اون موقعم رو توصیف کنم.. حضرت آقا از نزدیک خیلی مهربون‌تر و دوست داشتنی‌تر بود.. چهره‌ای بسیار نورانی و مقتدر.. از همون روز با خودم عهد کردم که خوب درس بخونم و تهران دانشگاه قبول بشم که توی تمام مراسمات بیت و.. شرکت کنم. سمپاد قبول شدم و سه سال درس خوندم که برسم به این آرزو و پارسال ۹ اسفند تموم آرزوهام توی چشم بهم زدنی بر باد رفت.. یادمه چند روزی اصلا نمی‌تونستم سمت کتابام برم.. ورقشون که می‌زدم اشک چشمام بند نمی‌اومد‌.. آرزوهام یادم می‌اومد.. آرزوی دیدار دانشجویی‌ای که به گور می‌برم و هزارتا چیز دیگه..
دیگه تا اطلاع ثانوی تو رستم تهمتنی؛ بزن که خوب می‌زنی!
سیس مداحا امشب تو تجمع هرچی من گفتم شما بگید بزن که خوب می‌زنی
تبریک❌ تخریب✅
امسال تصور هلهله کردن حرومی ها و اجسام تکه تکه سخت نیست.. روضه خون مال ۱۴۰۰ سال قبلشو می‌خونه و تصاویر ماه‌های اخیر مثل فیلم از جلوی چشمات رد میشه..
راست میگن که تاریخ تکرار میشه.. ما عزادار بودیم و عده ای به خاطر عزای ما مست کردن و رقصیدن..