نوبتی ام باشه نوبت رفیقمه کسی که از رفاقت جلو تر رفت و الان سولمیتمه:)
لازمه بگم مثل همه رفاقتای باحال از تنفر شروع شد؟😂🚶♀
اما تا الان ما ۴ سال کنار همیم و قطعا از داشتن هم خوشحالیم^^
شاید تو خیلی از لحظات مهم و غمگین زندگی های هم نبودیم ولی حس داشتن ادمی مثل اون برای من کافی بود تا با قدرت ادامه بدم:)))
امیدوارم برای اون هم همینطور باشه.
بقیشو بگم پرو میشه پس همین سولی=] دوست دارم♡
لازم به ذکر است که این متن برای اندکی کمبود محبت های او نوشته شده چون من کم کاری میکنم:)
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
و اما این فرد که میخام بگم هیچ درخواستی برای نوشتن این پیام نداده و نمیدونم کی این رو میخونه ولی... اینقدر برام با ارزش هست که بتونم تا صبح ازش بگم:)
آدمی که میگم بهم یک زندگی دوباره داد؛ چیز هایی که در هیچ کتاب درسی و مدرسه ای یاد داده نمیشه رو بهم آموزش داد و تمرینم داد:))
ازت زیاد نمیگم چون وقتی حرف تو باشه از شدت خوبیت نمیدونم کدوم یک از ویژگی هات رو بگم و لال میشم و در افکارم با چشم های قلبی، غرق میشم:>
خلاصه که خیلی ازت ممنونم نت زندگیم...
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
شاید برای کسی که قراره ازش بگم عکس بالا بهترین تصویر باشه.
به نقل مامانش از دو سالگی و به نقل مامان من از چهار سالگی باهم دوستیم و همچنان ادامه داره و ... خب ما دیگه خواهریم(؛
درسته تو سال شاید اندازه انگشتای دو دست هم رو ببینیم ولی از فکر به هم شاد میشیم و خنده روی صورتمون حکم فرمانی میکنه:)
اون بهاره دوستی های منه، اولینش، و این به حد کافی خاصش میکنه ولی انگار قصد جونم رو کرده که کنارش پر از ویژگی و اخلاق و سلیقه و انرژی و امید و... هم هست:)
اون کسیه که کنارش احساس کم بودن دارم، درست لحظه ای که میخوام کنار بکشم دستم رو میگیره و حرفایی میزنه که من دیگه حس کم بودن نکنم چون وقتی اون رو دارم یعنی منم خاصم:))) نمیدونی ولی واقعیته
خلاصه که مرسی هستی🫂
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
ایستگاهی که قطار زندگیم درونش توقف کرده، آشنای غریبه است.
دوستش دارم ولی ترس غریب بودنش هم هست؛ اما فکر کنم قدرت خواسته ام بیشتر باشد و کنجکاوی ترس را کنار بزند.
در ها باز شدند....
پیاده شوم؟ یا بی تفاوت به راهم ادامه دهم؟
وقت کم است. نوبت به انتخاب رسیده. در ذهنم دعوا شده بین احساسات و منطقم. با تکان دادن سرم دعوا را پایان میدهم و به سمت در ها میروم. با نفس عمیق و چشمان بسته قدمم را به بیرون میگذارم...
او چه کسیست که نگاهم میکند؟ پشت سرم را نگاه میکنم ولی کسی نیست.
نزدیکم میشود و شاخه گل سیاهی را دستم میدهد.
+سلام
با لبخندی که روی صورتش میاید خاطراتش در ذهنم پر رنگ میشود. من هم لبخندی به بزرگی صورتم میزنم و به اغوش میکشمش:)
#خاطرات_خیالی
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
شده از تنهایی خودتون رو بغل کنید؟ به خودتون دلداری بدید؟ شده به خاطر نداشتن یه دوست، به دوست خیالی پناه ببرید؟
امیدوارم نباشه ولی اکثرا تو دوران اذیت کننده ای به نام نوجوانی با این احساس های تنهایی و غم دست و پنجه در کردیم ولی چیزی که مهمه اینه که شما از این تنهایی و غم چه چیزی یاد گرفتید؟
اره درست خوندید، ثمره این سختیا چی بوده؟ قطعا فقط محض اذیت نیست ما باید از سختیا و شکست هامون درس بگیریم.
این حرف کلیشه ای به نظر میاد ولی حقیقته.
شما چی یاد گرفتید از سختیا و شکست هاتون؟
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
فردا...
روزی که قراره برم تو دل طبیعت:)
به ملاقت یه رفیقی که تولدشه برم:)
از با هم بودن با دوست بچگی و خواهرم لذت ببرم:)
سولمیتم رو در آغوش بگیرم:)
به مردم بگم چقدر زیبا هستن و روزشون رو مثل خودشون زیبا کنم:)
با ایکیگایم چت یا شاید تلفنی صحبت کنم:)
و آره من به خواسته هام میرسم:))
"من به چیز هایی که میخام میرسم" همین کافیه تا لبخند صورتم رو بگیره و قوی به ادامه زندگیم بپردازم و زندگی کنم:)
بیاید زندگی کنیم^^
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
هر چقدر تنها باشی تو یک عالمه سلول و ملوکول و عضو داری در بدنت که برای تو کار میکنن و همیشه باهاتن:)
بابت فعالیت نداشتم معذرت میخام یکم کسالت دارم:)
بهتر بشم جبران میکنم
سفر کوچیکم کنسل شد...:)
یه ضد حال کنار مریضی کوچیکم و دلتنگی هام و... خب مشکلات زیاده ولی من ادامه میدم فقط خواستم غصه این کنسل شدن رو تو این لحظه بگم و برگردم به تابستونم تو خونه:)
علاقه عجیبم به طبیعت، نمیدونم از کجا شروع شد ولی قسمت هم نمیشه برم و در آغوشش بگیرم؛ شاید هم طبیعت من رو در آغوشش هل کنه:))
امیدوارم شما این کنسلی برنامه رو مزه نکنید و با خوشحالی به برنامه هاتون برسید*-*
حقیقتا حرف دیگه ای ندارم😅مواظب خودتون و خوبیاتون و شادیاتون باشید=)
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
معجزه:)
چیزی که هم بهش ایمان دارم و هم بار ها دیدم.
مثل الآن که تازه اون سفر کوچیکمم رو شروع کردم و خوشحالم و حس میکنم شیرینی سفرم بیشتر از قبل شده.
حرفم اینه که هیچ چیز و کس رو قضاوت نکنید چون هر چیز ممکنه و زندگی ادامه داره؛ صبور باشید و ادامه بدید:) خودتون رو دست کم نگیرید:>
امیدوارم منظورم رو رسونده باشم و به دردتون خورده باشه:))
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
هدایت شده از 〚 در راه رسیدن...༆ 〛
🌤
چه هوایی! چه طلوعى! جانم…
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا
به خدایی که خودم می دانم
نه خدایی که برایم از خشم
نه خدایی که برایم از قهر
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند!
به خدایی که خودم می دانم
به خدایی که دلش پروانه ست
و به مرغان مهاجر هر سال، راه را می گوید
و به باران گفته ست باغها تشنه شدند
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست
كه مبادا که ترک بردارد!
به خدایی که خودم می دانم
چه خدایی، جانم…
سهراب
#شعر
#سهراب_سپهری
#D_angel
•●•●•●•●•●•●•
🌿eitaa.com/belat_darya_bashad🌿