eitaa logo
🇮🇷مُسکن های غیر کپسولی'-'
122 دنبال‌کننده
487 عکس
126 ویدیو
1 فایل
اندکی تفکر در متون؟! شاید.. حرفاتون: https://daigo.ir/secret/41371434691
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب.. چیزی که همیشه از داشتنش خدا رو شکر میکنم. شیئی که از خریدش لبخند روی لب‌‌هام و چشمام ستاره بارون یا شاید کهکشانی میشه*-* شاید وقت و سکوت کتاب خوندن زیاد تو زندگیه من پیدا نشه ولی من همیشه کتاب و وقتی که صرف خوندنش میکنم رو دوست دارم^^ حس کاغذ نو که روش ذهنیات یا عینیات یه آدم باشه رو زیر انگشتام دوست دارم♡ شاید روزی کتابدار هم شدم، شاید کتابخونه خودم رو زدم، شاید نویسنده کتاب های کتابخونم شدم؛ کی از آینده خبر داره؟ حتی تصورش هم حس شیرینی رو درونم به وجود میاره:))) م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
تا حالا خاطرات زیادی رو با دوربین ثبت نکردم؛ اما مدتیه تصمیم گرفتم خاطراتم رو ذخیره کنم برای چند روز و هفته آینده که شاید حالم بد بود یا دلتنگ افرادی بودم:) در کل حس خوبیه نگه داری اتفاقات اون هم از دید چیز دیگه ن چشم خودت^^ ولی فکر کنم به یک حافظه زیاد نیاز دارم😅 دلیل مهمی نداشت نوشتن این ولی اینکه با شما هم این حس و تجربه رو بگم شاید جالب باشه و.. اره همین€_€ *جدیدا آخر حرفام یه "و" اضافه میگم:/ م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
اینکه هواییم کنی و بعد نشه بیام... اینکه همه دور و بریا دارن میان... اینکه دلتنگم بعد این همه سال... اینکه بارونی میشه چشام وقتی به اربعین نزدیک میشیم... اینکه دوست دارم... اینکه ... :) م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
اگه دلنوشته ای چیزی دارین تو ناشناس بگید میزارم:) https://harfeto.timefriend.net/16488089472990
: دوست دارم : ااااام منم به عنوان یه انسان دوست دارم ولی کیستی؟
: به خدا نیاز به مسکن نبود ما با یه شربت سرما خوردی هم خوب میشدیم : شاید ولی نه من دکتر جسمم نه تجویزم برا همه مسکن بود(؛
و من محکومم به غرق شدن در حس های بد و منفی با تعداد کمی از آدمای خاصم:) وقتی بغض گلومو گرفته نه حرفی میتونم بزنم نه انگار فکری میتونم بکنم:)) از حرفای نگفته سردرد میگیرم و مخاطبشون هیچ موقع نمیپرسه چمه یا خوبم یا نه. اره من باید تغییر کنم، من منعطفم اون نه ولی... آیا قلبم متوجه میشه؟ آیا دردش کم میشه؟ چطور بفهمونم بهش؟ یه کار خیلی سخته. یه عالمه حرف دارم و نمیتونم بگمشون، بدتر از اون اینه که محکوم میشم به حرف نزدن به بلد نبودن حرف زدن. برام خیلی دردناکه که نتونم افکارمو بگم، نتونم بگم چی میخوام و... اما این محکوم کردنم دردناک تره.. کاش یکم درک کنیم همو، چه یه مادر و پدر چه یه فرزند چه همسر و هر انسان دیگه:))) م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
: تو بگو،اعلام کن که آقا بیاین ناشناس اگه ماهمینجوری پیام بزاریم که تو نمیفهمی ما اینو کی گذاشتیم بعدم اینقدر فاز منفی نده هر وقت باهات حرف میزنم امیدوارم میکنی ولی وقتی میام اینجا به خودم میگم برم بهش پیام بدم یکم باهاش حرف بزنم و آرومش کنم : ناشناس تو بیو هست و من چند وقت یه بار میرم میبینم که پیاماتونو زود ببینم ولی میگمم اونقدر تاثیر نداره:) من تو حال بدم اگه با کسی حرف نزنم مینویسم برا همین فاز منفی داریم ولی چشم کمترش میکنم و اون فاز منفی بعد نوشتن از بین میره برای همین تو پی وی اوکیم^^
فشاری که سر صحبت با دوستان مدافع زنان و مسابقات کشتی میخورم رو اصلا دوست ندارم€_€
هدایت شده از فرصت زندگی
شرافت یعنی: وقتی دیدی کیوان امام وردی که هتاک به دخترا بوده اعدام شد، ازش حمایت نکنی. شرافت یعنی: وقتی دیدی میترا استاد رو شوهرش کشت، از قاتل دفاع نکنی و انگ به مقتول نزنی. شرافت یعنی: وقتی دختر سردار شهید جلوی چشم ده‌ها نفر مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفت، صدات به اعتراض در بیاد. شرافت یعنی: وقتی هر بار افسرای انتظامی وسط وحشی‌گری‌های اراذل به خاطر عدم اجازه استفاده از اسلحه کشته شدن، منفعلانه سکوت نکنی. شرافت یعنی: وقتی چند تا بچه بی‌گناه رو سگای ولگرد تیکه پاره کردن و داغش به دل پدر و مادرشون نشست، واسه سگا عزاداری نکنی و هشتگ نزنی. شرافت یعنی: وقتی خبر به کما رفتن مهسا امینی رو شنیدی، فوری پست و توییت ضرب و شتم و اتهام نزنی و بعد که خلافش ثابت شد، با حرف از استرس و حق بی‌حجابی موضعت رو عوض نکنی. شرافتت رو به خاطر جو فضای مجازی که خوراک مزدورای اونور نشینه لکه‌دار نکن. کمی‌سواد رسانه کمک می‌کنه تا به جا و به موقع بزنی. به موقع و ... بزنی.
بابت نبودم معذرت من دارم برا مدرسه ها آماده میشم😅در واقع دارم از اخرین روز های تابستون نهایت سواستفاده رو میکنم= >