eitaa logo
🇮🇷مُسکن های غیر کپسولی'-'
122 دنبال‌کننده
487 عکس
126 ویدیو
1 فایل
اندکی تفکر در متون؟! شاید.. حرفاتون: https://daigo.ir/secret/41371434691
مشاهده در ایتا
دانلود
حسی که خدافظی جوجه پاندا بهم میده مثل حس غروب میمونه، دوست دارم حتی اگر میسوزم و نابودم میشم کره داغ و نورانیش رو بغلش کنم و بگم "نرو" ولی میدونم به حرف من نیست و اون قراره ساعت‌ها بعد دوباره درخشان روز جدید رو آغاز کنه:) پس منتظر دوباره بالا اومدنت میمونم و آرزو میکنم تا اون موقع در سلامت و شادی بمونی^^ چرا که : پایان شب سیه سپید است... آخرین تقدیمی به پاندا:)) م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
فقط خواستم بگم ایشون خیلی باحاله
ایشونم حس خوبی داره
دل ادمی بزرگتر از این زندگیست و این راز تنهایی اوست
هدایت شده از ‌Ԋҽɳαʂ'ꨄ
📜بخشے از ڪتاب.... ‌_ هی! ناسلامتی ما در قرن 21 زندگی میکنیم! +باستا در جواب گفت: تا جایی که من شنیدم، آدم های این قرن شریف هم تمام کارهایی را که آدم ها در گذشته انجام می دادند، انجام می دهند. سیاه قلب : اثر کورنلیا فونکه هناسᰔ...
هدایت شده از  𝖵𝖺𝗀𝗎𝖾
از سحرخیز بودن تو روزای تعطیل متنفرم.
روی نیمکت فلزی سفید رنگ گوشه پارک نشست. به جز پرندگان سحرخیز و معدود ماشین‌هایی که صاجبانشون را به مقصد میرساندند؛صدای دیگری به گوش نمیرسید. واضح هم بود آن ساعت از صبح کم کسی آن طرف‌ها بود ولی او از سردرد دیروزش و خواب درست و به موقعه‌اش دیگر نتوانست بیشتر در رختخواب بماند و به پارک آمده بود. امروز روز استراحتش بود پس ترجیح داد با پیاده‌روی پدربزرگان روزش را شروع کند. تصمیم داشت حتی با پیرمردهای چروکیده و خنده رو صحبت و شطرنج بازی کند. او معتقد است زندگی‌های کوچک و کم امکانات گذشته شادی و ارزش بیشتری نسبت به زندگی‌های مدرن و ماشینی است. در گذشته خانم خونه درگیر کارهای اداری کمتری بود و به کودکانش میرسید، همسرش هم با تمام تلاش‌ها و خستگی‌ها و پول کم ته جیبش قلبی به بزرگی کویر داشت و با محبت و علاقه کاری کرده بود که این کویر به جنگلی سرسبز تبدیل شود. علاقه‌اش را به راحتی خرج اهل خانه میکرد و خیالش راحت بود که انتهایی ندارد. اما اکنون در زندگی‌ها مادر و پدر درگیر کارهای بیرون خانه شدند و کم وقت میشد تا بوی غذای تازه و محبت بی دریغ زندگی بخش خانه شود. درست است هنوز خانه‌های گرم پیدا میشود ولی میشود گفت در حال انقراض است و این حقیقتی تلخ است:) نسلی که درگیر دنیای مجازی شده و از آدم‌های حقیقی جدا افتاده چگونه فردایی از پس خود و زندگی برمی‌آید؟ تمام این افکار و حقایق بود که وادارش مبکرد روزهای استراحتش تا حد امکان زیاد باشد وبا تمام خستگی خانه‌ای گرم بسازد. با فکر خانه و کودک شیرخواره‌ی عزیزش و همسر مهربانش لبخند روی صورتش بیاید و با اشتیاقی عجیب از جا بلند شود و با خرید نان تازه خانه‌اش را با بوی زندگی و حیات آذین بخشد. م‌س‌کن‌ه ه‌ای‌ غ‌ی‌ر‌ ‌ک‌پس‌ول‌ی‌
خب روز جدید
اول هفته خوبی داشته باشید^^
گاهی یک دورهمی دوستانه غم و غصه‌‌های ماه‌ها را میشوید و در دل مزرعه‌ای از بذر شادی کشت میکند:) قدر دوستی‌ها و دوست رو بدونید.
اگه رفیقت تاحالا شبیه این جمله رو نگفته میشه به رفاقتتون شک کرد😇
مکالمه عادی دوستان: +امروز چطور به نظر میام؟ با لبخند و ذوق: مثل همیشه داغونی.