eitaa logo
🇮🇷مُسکن های غیر کپسولی'-'
118 دنبال‌کننده
576 عکس
162 ویدیو
1 فایل
اندکی تفکر در متون؟! شاید.. حرفاتون: https://daigo.ir/secret/41371434691
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سدخارجی
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلمون براتون تنگ شده...❤️‍🩹 @sedkhareji✔️
هدایت شده از مُنیب ؛
دعای عرفه یجوری معناش قشنگه که نمیدونم کدوم قسمتشو منتخب اینجا بزارم .
هدایت شده از نسل زد(:🇮🇷
‌دیشب بله برون بود؛همه از بله زدن بیرون:))
هدایت شده از Samieh🇵🇸🇮🇷
آنها فقط کودک بودند.
هدایت شده از شب‌‌هنگام
امسال بیشتر از همه سال‌های پیش منتظر محرم بودیم... محرم امسال یه قسمت از روضه رو بیشتر درک می‌کنیم؛ اونجایی که میگه: «لشکر بنی‌امیه هلهله کردند...» این چند ماهه بعضی روضه‌ها رو انگار زندگی کردیم و تو محرم امسال از بعضی فرازهای روضه سخت‌تر عبور می‌کنیم... ما تازه الان فهمیدیم چرا بعضی غم‌ها تاریخ انقضا ندارن. تو این محرم، کربلا برامون از همیشه نزدیک‌تره. @shab_hengam
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داغی که سرد شدنی نیست... 🔸 اللهم عجل لولیک فرج 🔸 🛰️اخبار نظامی و هوافضا 👇🏻 https://eitaa.com/IranianAerospace
نوشتن و روضه‌گفتن‌ و گریه برای تو کار ما نیست دختر کوچک حسین. کاش عرضه میکردیم امشبی را چند دینار شامی به جیب دربان حرامی حرمت که با دشداشه‌ای چرک و ریش‌هایی بلند و شپش‌زده روی صندلی مقابل ورودی لمیده می‌گذاشتیم که فقط دوساعتی چراغ‌های حرم کوچکت را روشن کند. کاش سکه‌ای پر شالش می‌گذاشتیم و از شیعیان دمشق چند عروسک برای حرمت رد می‌کردیم. امشب را نباید تنها و در تاریکی می‌گذراندی عزیزکم. بمیرم برای آن تاریک‌خانه میان بازار دمشق…
این باز و بسته شدنای تنگه هرمز،ط منو یاد بازگشایی مدارس تو کرونا میندازه... مدارس هم باز بود هم بسته، هم کلاسا حضوری بود هم مجازی؛ اصلا خوب شد تموم شد😀
215.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب عاشوراست و من با تمام عزاداری‌هایم، باز هم سبک نشده‌ام... نمیدانم از بی‌لیاقتی من است یا غم بی‌نهایت دلم. :) ای کاش این دهه، مرا با دل خالی از غم راهی کند💔 م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
پارسال شب عاشورا بود که تو راه گلزار شهدای کرمان بودیم. با شوق و ذوق اخبار حضور اقا رو میدیدیم و سر از پا نمی‌شناختیم. حتی با اینکه ما اونجا نبودیم. حالا اما یکسال گذشته و من باز گلزارم و نمیدونم باید با حاج قاسم چطور صحبت کنم... بگم خوشا به حالتون کنار همین و جاتون خوبه، یا بگم جاتون اینجا خالیه یا حتی بگم کاش ما هم بیایم پیشتون... دلگیر و دلخسته نشستم و مینویسم چون کار دیگه‌ای بلد نیستم تا ارامش کم روبه دل داغدارم برگردونم... اه از این سالی که گذشت...:) م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
قبل از شهادتتان، خیلی‌ها شما را «پدر» خطاب میکردند. راستش را بخواهید، من آن زمان معنایش را نمی‌فهمیدم... صبح دهم اسفند، بعد از شنیدن خبر شهادت، وقتی برای نماز صبح ایستادم، زانوهایم می‌لرزید. لرزشی که فقط از غم نبود؛ شبیه حالِ کسی بود که ناگهان تکیه‌گاهش را از دست داده باشد. انگار یک‌باره سایه‌ای که سال‌ها بی‌صدا بالای سرمان بود، از روی سرمان برداشته شده باشد. شما پدر ما بودید؛ پدری از جنس امنیت، اقتدار و آرامش. پدری که تا بود، خیالمان قرص بود که کسی هست که بی‌ادعا پشت این سرزمین ایستاده است؛ کسی که اگر لازم باشد، خودش را سپر همه ما می‌کند. بعد از رفتنتان، وقتی دیدم حتی شنیدن کوچک‌ترین بی‌حرمتی به شما برایم غیرقابل‌تحمل است و دلم می‌خواهد برای دفاع از نام و حرمتتان از همه‌چیز بگذرم، تازه فهمیدم آن علاقه از کجا می‌آید. آدم برای هر کسی این‌گونه دلش آتش نمی‌گیرد... @shab_hengam