یکم عکس از یک جمعهی پر خاطره=))
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
هدایت شده از فرصت زندگی
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از Ԋҽɳαʂ'ꨄ
واو....😵😂
خدایی چجور به ذهنتون میرسه همچین تعابیری🤦🏻♀😂😂😂
جواب:))
سال هشتم یا نهم بود درباره سلول ها داشتیم
معلم درسشو میداد و میرفت و گاها میگفت نگاه کنید عظمت خدا رو
همه این سلول های کوچیک کنار هم قرار میگیرن تا قلبتون کار کنه ، تا ششتون کار کنه. برای هرکدوم از اجزای بدنتون از میلیون ها سلول تشکیل شده و.....
از لا به لای درسا این رو فهمیدم که کل سلول های بدن برای ما زندگی میکنن
اگر حالمون بد باشه حالشون بده و اگر خوب باشیم حالشون خوبه
و جدا از اون
۷۵ درصد بدن آبه! این یعنی جدا از مولکول های سازنده اعضای بدنت ،مولکول های آب بدنمون هم برای ماست و با کوچیک ترین تغییر در حالمون شکل مولکول ها عوض میشه یا حتی ممکنه از دست برن
#شما : امروز توی فروشگاه بودم خیلی دلم مبخواست برم سمت میز قهوه و... نگاه کردم دیدم یه خانومی وایستاده و داره یدونه یدونه برمیداره اول حس بدی داشتم بهش ولی برای اولین بار دلم و زدم به دریا و خیلی عادی پرسیدم میشه فقط یدونه بردارم خیلی خوشگل جوابمو داد گفتم کدوم خوشمزه تره برام معرفی کرد و گفت اگر قهوه خامه ای بگیری لیوانت تق تق صدا میده من دوست دارم ( خودشو میگفت)اون لحظه داشتم به این فکر میکردم که اونم مثل من یه ساعت داره هم میزنه که لیوانش صدا بده... خیلی خوشگل باهام صحبت کرد تهشم خدافظی کرد متوجه شدم معلمه و برام سوال شد کی واقعا شاگرد اینه و افسردگی داره؟ اگر یه بار دیگه ببینمش بهش میگم لبخند اخرشبمو تو ساختی
#من : وقتی خوندم لبخند روی صورتم نشست و این بهم میفهمونه دنیا هنوز خوبه و از داشتن این آدما تو کشورم و دنیایی که توش زندگی میکنم خوشحالم. خیلی زیاد^^
هدایت شده از >مَنْهـگِرْافیسـتـ<
یه سوال چالشی دارم اگه فقط پنج دقیقه وقت داشتن برای زنده موندن دوست داشتن اون مدتو با کی بگذرونن و بهش چی میگفتن ، فقط یه نفر! خودتو نگار و الیوندر و ریحانه هم بگین
#ناشناس
#چالش
نگار: خب میدونم نمیتونستن خودشون رو توی اون 5 دقیقه بهم برسونن ولی اگه قرض رو بر این به گیریم که کنارم بودن ترجیحم که هیراد و اون رفیق منگلم آنیه که کنارم باشن قطعا و خب اگه بودن دوست داشتم خنده های از ته دلشون رو ببینم
ببینم که تو این جهان پوچ و تهی هنوز هم میتونم قشنگی های وجودشون رو ببینم و تا میتونم ازش تو اون 5 دقیقه لذت میبردم
اخرشم یه غزل براش میخوندم و اون غزل انتهای ماجرامون تا اون موقع میشد
🇮🇷مُسکن های غیر کپسولی'-'
یه سوال چالشی دارم اگه فقط پنج دقیقه وقت داشتن برای زنده موندن دوست داشتن اون مدتو با کی بگذرونن و ب
من ترجیح میدادم تنها برای خودم باشم تا کسی مرگم رو نبینه چون اگر بخوام با کسی باشم قطعا اون برام عزیزه و اینطوری اون هی میخواد آبغوره بگیره پس ترجیح میدم خودم باشم و خودم:))