و ایجاد منابع بواسطه فشار بر طبقات پایین هستند و چه کسانی برغم همه بیآبروییها برای دفاع از معیشت مردم عادی سینه سپر کردهاند.
میگویند دولت فعلی دنبال گرانسازی نیست بلکه دنبال تخصیص یارانه به مردم به جای واردکننده است. مساله این است که هم بازار و هم جامعه، به ویژه طبقات پایین، هم «حافظه معیشتی» دارند و هم قدرت پیش بینی آینده. آنها میدانند اینها وعدههایی توخالی بیش نیست. آنها میدانند دولتی که واقعا نگران معیشت باشد و قصدش به راستی «هدفمندی» باشد قبل از آنکه ارز ترجیحی را حذف کند یا یارانه یک کالای اساسی را به صورت شوک آور قطع کند، ابتدا ضربهگیرها را تقویت میکند، ابتدا سفره را کمی رنگینتر میکند، ابتدا معیشت پایینیها را کمی تقویت میکند، تا بین جامعه اعتماد سازی کند. نه اینکه هر شش ماه برای رفع کسری مالی دولت یک جهش ارزی تزریق در هجده ماه عامدانه قیمت ارز را بیش از سه برابر کند. نه اینکه چند ماه بعد از یک جنگ که باید انسجام را حداکثری نگه داشت با بودجهی فقیرکشی که ارائه کرده قیمت همه چیز را به صورت نقد بالا ببرد و بعد وعده یارانه مستقیم نسیه بدهد. مردم بواسطه سی و چند سال تجربه انضمامی از رفسنجانیسم اقتصادی میدانند اتفاقی که دارد میافتد چیزی نیست جز قاپزنی و سرقت از جیب شان. مردم «طبیب دردآشنا و غمخوار رنجشان » را از «اصغر قصابهای اهل شوک درمانی به نفع اغنیا» خوب تشخیص میدهند وفرق چاقوی جراحی و چاقوی قصابی را دیگر میفهمند.
نکته دوم اینکه بسیاری به تجربه احمدینژاد در سال ۸۹ اشاره میکنند. بسیار مهم است که تفاوت عمده ان سال و ۱۴۰۴ را از یاد نبریم. از نحوه اجرای ان ماجرا که صد و هشتاد درجه با امروز متفاوت بود و دولت احمدینژاد با قشرهای مختلف از کشاورزی که تراکتورش گازوییل میخواست تا راننده تاکسی که زندگیش به بنزین وصل بود صحبت و انها را اقناع کرد میگذرم. اصل ماجرا این جا بود که ۸۹ پنجمین سالی بود که به لطف جهش قیمت ارز و توزیع ان در بین همه بخشهای جامعه، سطح زندگی بالاتر امده بود و اعتماد اقتصادی و معیشتی بین دولت و ملت بالا بود (حتی مخالفان احمدینژاد شخصا نگران معیشت خود نبودند). از این نظر صندوق ذخیره مشروعیت و اعتبار حاکمیت در برابر مردم پر و همینطور تابآوری معیشتی جامعه هم بسیار بالا بود. در ۱۴۰۴ پس از ۱۴ سال تحریم تابآوری معیشتی جامعه به کف خود رسیده و اعتبار حاکمیت و تمام وعدههای مختلفش در برابر مردم هم بسیار پایین است. مردم میدانند اگر همین روز نفری ده میلیون یا حتی بیست میلیون تومن یارانه نقدی هم داده شود شش ماه دیگر ارزش این ده میلیون معادل یک میلیون الان است و شش ماه بعدش معادل پانصد هزار تومن و شش ماه بعدش معادل هیچ. این فهم، فهم عقلانی برامده از محاسبه نیست که حالا دولت ارتشی از سربازان رسانهای و اساتید مغزشستهشدهی نئولیبرال به صداوسیما و عدهای پکیج فروش بلاگر هم به شبکه مجازی گسیل کند. این فهم انضمامی و حسانی و ساخته شده با تجربه عینی و گوشت و پوست و جیب خالی است. از این نظر هرگونه حرکت جراحانه در این لحظه به صورت مستقیم توسط بازار به افزایش شدید قیمتها ترجمه میشود و احتمالا انفجار (دقت کنید دیگر از مفهوم جامعهشناسانه شورش استفاده نمیکنم، آنچه در روبرو در انتظار است انفجار است نه شورش) به شدت بالا خواهد رفت.
سخن امروز دیگر انتزاعی نیست. سخن امروز درباره وضعیتی است که اگر ادامه پیدا کند به ماههای احتمالا پایینی نظامی سیاسی به نام جمهوری اسلامی تبدیل خواهد شد. نظامی سیاسی که فشار چهارده سال تحریم امپریالیستی از یکسو و سه دهه سیطره و تسلط گفتارهای استعماری اقتصادی و ناتوانی از استعمارزدایی از دانش غربی در چند دهه گذشته قطبنمای شناختیش را تا حد زیادی از کار انداخته و آن را ناتوان از فهم مسیر بقا و مسیر نابودی کرده. از اینرو تمام تصمیمگیران این آوانتوریسم اقتصادی باید رسما با نام خود به میدان بیایند و مسئولیت هرگونه عواقب و تبعات اجتماعی و سیاسی ماجرا را بپذیرند و قبل از اینکه این قطار از روی پلی که ساختهاند عبور کند خودشان زیر این پل قرار بگیرند. اقایان مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، سید علی مدنی زاده، عبدالناصر همتی و ارتش دانشگاهی، اتاق فکری، رسانهای حامیشان باید رسما تضمین دهند تا اگر انفجاری اجتماعی رخ داد ابتدا انها به تیربار و شلیک نیروهای امنیتی و نظامی سپرده میشوند نه عده ای مستضعف جان به لب رسیده گرسنهی حاشیه نشین مثل آبان نود و هشت.
برغم گذشت شش ماه جواد ظریف حتی یک جمله در محکومیت تجاوز سرزمینی امریکا به ایران و بمباران خاک ایران نگفته. امروز هم که ترامپ رسما تهدید به تجاوز مجدد به ایران کرده، ظریف بار دیگر تلویحا امریکا را تبرئه و اسراییل را مقصر شکست «اشتی بین ایران و آمریکا» دانسته.
سوال بزرگ: چرا ظریف نمیتواند یک جمله در محکومیت حمله امریکا به ایران بنویسد؟
احساس میکنم مادورو رو دستگیر نکردن، مادورو خودش رفت.
کشور رو داد و رفت.
ساعاتی قبل حمله، نماینده چین رفته بود صحبت کنه باهاش! و صحبت کردن
بعدش حمله انجام شد و مادورو و همسرش رو امریکا ادعا کرد دستگیر کرده!! چرا همسرشو بردن باهاش؟
به نظر میاد معامله بوده.معامله پناهندگی!!
ونزوئلا در مقابل تایوان ؟!!!!
وگرنه کی تا حالا دیده صاف برن پایتخت یه کشور با هلی برن رییس جمهور بگیرند
اونم بدون هیچ گونه مقاومتی
والله اینا تو فیلم های هالیوودی هم قفله
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمریکا در جنگ ۱۲ روزه طرحی مشابه ربایش مادورو را میخواست در ایران اجرا کند!
پ. ن
مثلا این تحفه ها رو میدزدید
مستقیم باید میرفت خانه سالمندان
واشنگتن پیاده میکرد
۱. مردم اعتراض دارند اما نمیتوانند در میدان اعتراض، حسابشان را از تعدادی مزدوران نفوذی اسرائیلی جدا کنند، تا مطالبهی حقشان شنيده شود.
همانطور که جمهوری اسلامی نمیتواند بهسادگی حسابش را از تعدادی مدیران فاسد و ناکارآمد جدا کند تا صدای حقش شنیده شود...
۲. جدا کردن هردو لکه نجس از لباس مردم و نظام، سخت است و شاید این خاصیت دنیا باشد تا بصیرت و صبر ما آزموده شود.
هردو مظلوماند: مردم و جمهوری اسلامی؛ و جمهوری اسلامی خودمردم است.
وآمریکا منشاء هردو نجاست است: هم مزدوران نفوذیاش هم مسئولان فاسد. به هر دو وعده اقامت وحمایت میدهد..
. مثل همانها که با کیفها و چمدانهای پر سر از آمریکا و کانادا درآوردند. مثل سلبریتیهای خراب، مثل جیشالظلم و پژاک و منافقین...
ما برای انقلابی ماندن حجتهایی داریم که همواره در طهارت باقی ماندند. حجتهایی از جنس حاج قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی، غلامعلی رشید و...
🗣️وحید یامین پور
خُشکید و کویر لوت شد دریامان
امروز بد و از آن بتر فردامان...
زین تیرهدلانِ دیوصفت مُشتی شمر
چون آخرتِ یزید شد دنیامان...
♦️