ولی فقط دلم نبود که اون را میخواست. قطره قطره خونم بود. بند بند وجودم بود. تک تک سلولهایم بودند و تنها مخالف در سرار بدنم، مغز بیچارهام بود.
📚 بامداد خمار - فتانه حاج سیدجوادی
امید، تنها چیز قدرتمندی است که میتواند دلهای انسان را در تاریکی حفظ کند.
📚 برادران کارامازوف - داستایفسکی
بعد از آسیب دیدن از جانب کسی دیگر، مسئولیت برداشتن تکههای خردشدهمان بر عهدهی خود ماست. خیلی ناعادلانه است، اما اگر این کار را نکنیم، تنها کسی که رنج میکشد خود ما هستیم.
📚 گمگشتی - سارا کوبریک
هدایت شده از ارکیده بنفش
احتمالا گاهی دوستداشته خواهم شد
اما نه طوری که دوست دارم
و نه توسط کسی که میخواهم...
- حمید سلیمی
- من این همه یادگاری به تو دادهام. زلفم را، خون تنم را. تو به من چه یادگاری میدهی؟
+ اول که من به تو یادگاری دادم، دلم را.
📚بامداد خمار - فتانه حاج سیدجوادی
خدایا از من دور مباش چرا که رنج ها نزدیک هستند و من جز تو یاوری ندارم. سیلاب در جانم نفوذ کرده، در باتلاق عمیقی غوطهور شدهام که در آن نمیتوان ایستاد. در ژرفای آبها فرو رفتم و تندبادها مرا به کام خود کشیدند.
📚جین ایر - شارلوت برونته
اگر انسانی خود را کوچک کند، هر بلایی سرش بیاید حقش است.
📚 جوان خام - داستایفسکی