بعضی موقعها باید ایستاد، یه نگاه به دور و بر انداخت، شاید دیگر برنده شدن توی همهی مسابقهها ارزشاش را لااقل برای خودت از دست داده باشد. شاید سرعتات از حدش گذشته باشد. شاید بفهمی که برای هیچ و پوچ داری سرعت میگیری. شاید بفهمی که زندگی کوتاهتر از آنیست که تمامش را در مسابقه بگذرانی.
بعضی لحظههای زندگی را باید مزه مزه کرد، حتی تلخیهایش را؛ بعضیها را باید آهسته، آهسته تجربه کرد.
📚آهستگی
@onlybook
معرفی پنج کتاب روانشناسی که باید بخوانید:
۱. کتاب همه چیز به فنا رفته!
۲. کتاب سکوت
۳. کتاب ریز عادت ها
۴. کتاب هنر خوب زندگی کردن
۵. کتاب قوانین طبیعت انسان
+ عاشق شو جسپر. هیچ لذتی بالاتر از عشق نیست.
_ لذت؟ یعنی یه چیزی مثل وان پر از آب داغ توی زمستون؟
+ آره.
_ دیگه چی؟
+ احساس میکنی زندهای، با تمام وجودت زندگی رو حس میکنی.
_ به نظر جالب میآد. دیگه چی؟
+ اینقدر مست و ملنگ میشی که دستت رو با باسنت اشتباه میگیری.
_ بابا، تا حالا عشق رو به عنوان لذت و محرک و عامل حواسپرتی تشریح کردهای. چیز دیگهای هم هست؟
+ دیگه چی میخوای؟
_ نمیدونم. یه چیز والاتر یا عمیقتر شاید.
+ والاتر یا عمیقتر؟
_ یه چیز بامعناتر؟
+ مثل چی؟
+ نمیدونم.
به بنبست رسیدیم و چشم گرداندیم سمت آسمان.
📚جز از کل
@onlybook
نومیدی و عذاب وجدان دو چیز کاملاً متفاوتی هستند، نومیدی میتواند لبریز از کینه باشد و آشتیناپذیر و آدمی که خودکشی میکنید، میتواند از کسانی که عمری به آنها حسادت ورزیده، به طور مضاف متنفر باشد.
📚برادران کارامازوف
@onlybook
ملک سهراب حرف یوسف را برید و گفت: اینها که گفتید به خوی ما نمیخورد. ما آزاد زندگی کردهایم. طبیعت همیشه دمدستمان بوده. در کوه و کمرش اسب راندهایم، در دشتش که اطراق کردهایم، زیر آسمانش که چادر زدهایم. نمیشود ما را در خانه زندانی کرد.
📜سووشون
@onlybook
احساسات بدون تعقل در واقع مثل یک داروی آبکی و بیمزه است و از آن سو، تعقل عاری از احساس هم مثل لقمه بدمزه و ناگواری است که نمیتوان آن را بلعید.
📜جین ایر
@onlybook