در زندگی به جایی میرسید که دیدن زیبایی جهان برایتان کافیست. نیازی نیست عکسش را بگیری یا نقاشیاش کنی یا حتا به بیادش بیاوری. خودش
کافی است
📚زمین بر پشت لاک پشت ها
@onlybook
حقیقت این است که من به هیچ عنوان از شب نمیترسم. من در شب زندگی میکنم. چشمهایت کمکم به شب عادت میکنند. دستهایت به اینکه بوسیده نشوند عادت میکنند و قلبت بیحس میشود و همانطور هم میماند. شب آنطور که فکر میکنم دشمن من نیست. وقتی خورشیدت خاموش میشود، ناخودآگاه شب از راه میرسد
📚به امید دل بستم
@onlybook
هنگام بررسیهای پیش از دادگاه، توجهی به جزئیات نداشتم. وقتی شنیدم چندین متر افتان و خیزان از ماشین دور شده، با خودم شروع به زمزمه کردم؛ بنابراین، دیگر سخنان دادستان را نشنیدم. بعد برای آنکه پرونده به دادگاه نرود و مجبور به شنیدن جزئیات نشوم، به جرم خود اقرار کردم
📚یاد او
@onlybook
خدا میتوانست خالق همهچیز باشد، اما نمیتوانست خودش را آفریده باشد. چون خودی نداشته که با آن بتواند خودش را خلق کند. بنابراین فقط یک امکان باقی میماند. خدا همیشه وجود داشته است. اما این احتمالا قبلا مردود شده بود. هر چیزی که وجود دارد، باید شروعی داشته باشد.
📚دنیای سوفی
@onlybook
گاهی فکر میکنم ترس از سقوط است که باعث میشود آدمها اشتباه کنند. ما هراسان متولد نمیشویم. وقتی جوانیم، هنگام دویدن یا بالا رفتن یا پریدن تردید نمیکنیم و نگران صدمه دیدن یا تحمل شکست نیستیم. طرد شدن و زندگی واقعی ترسیدن را یادمان میدهد، اما اگر حقیقتاً چیزی را بخواهی، باید خطر کنی.
📚سنگ کاغذ قیچی
@onlybook
ما بخشیدن را با انتخاب بخشش آغاز می کنیم... با تصمیم گرفتن نه با احساس کردن. احساساتمان ما را به سوی بخشش هدایت نمی کنند. بیشتر اوقات، احساسات ما را به سوی مسیر مخالف سوق می دهند. به همین خاطر است که شخص ابتدا با تصمیم بگیرد که ببخشد. احساساتمان همیشه پیرو تصمیمات ما هستند.
📚درمانگر
@onlybook