در سال ۱۳۹۳ نشر چشمه مجموعه نامه های شاملو به آیدا رو در کتاب "مثل خون در رگ های من" منتشر کرد.
اسم این کتاب برگرفته از بخشی از یکی از نامه های شاملو به آیدا بود:
«راستش این است. من نمیبایستی به تو نزدیک میشدم، نمیبایستی عشق پاک و بزرگ تو را متوجه خودم میکردم، نمیبایستی بگذارم تو مرا دوست بداری. من مردهای بیش نیستم و هنگامی که تو را دیدم آخرین نفسهایم را میکشیدم. شرافتمندانه نبود که بگذارم تو مردهای را دوست بداری. افسوس. چشمهای تو مثل خون در رگهای من دوید، یک بار دیگر مرا به زندگی باز گرداند.»
پ.ن:در صفحات پایانی این کتاب پرینت رنگی اصل نامهها با دست خط خود شاملو قرار گرفته.
@onlybook
اگر میدانستیم که یاران و خویشان عزیز ما دربارهٔ ما چه میاندیشند دنیایی که در آن به سر میبریم به صورتی در میآمد که از وداع با آن غرق شادی میشدیم و در چنان وضع روحی و وحشت مدامی به سر میبردیم که ابداً طاقت نمیآوردیم
📚خودفروشی
@onlybook
همۀ ما از تمنای وحش لبریزیم. اما برای مقابله با این تمنا پادزهرهایی فرهنگی وجود دارد. به ما آموختند که از این میل و آرزو احساس شرم کنیم. ما موهایمان را بلند کردیم و با آن احساساتمان را پوشاندیم. اما هنوز هم طی روزها و شبهای زندگیمان سایه ی زن وحشی از پشت سر اغوامان میکند. هرکجا که باشیم سایهای که در پس ما گام برمیدارد قطعا چهار پا دارد.
📚زنانی که با گرگ ها می دوند
@onlybook
فکر نمی کنم چند نمونه ناسپاسی [یا حتی نمونه های بسیار] بتواند دلیلی برای سنگدلی انسان در برابر رنج هم نوعانش باشد، و نیز فکر نمی کنم که وجود چنین مواردی تأثیری در قلب انسان واقعا نیکوکار داشته باشد. تنها حصول اطمینان از جهانگیر شدن فساد می تواند سدی در برابر نیکوکاری انسان ایجاد کند، و این اطمینان هم یا منجر به خدانشناسی می شود یا جنون.
📚تام جونز
@onlybook
من سکوت نور کم و فضای جالب این خلوتگاهها را در روز دوست داشتم اما هرگز طالب استراحت شبانه در هیچ کدام از این تختخواب های وسیع و سنگین نبودم، و نمیخواستم در هیچ یک از این اتاق ها خود را محبوس کنم؛ این اتاق های سایه گیر درهاشان از چوب بلوط ساخته شده بود. دیوار بعضی از آن ها را کاغذ دیواریهای قدیمیانگلیسی زینت میداد و نقوش برجسته روی آن ها حاوی تصاویر گل های عجیب، پرندگان عجیب تر، و عجیب ترین موجودات انسان ی بود که در پرتو نور پریده رنگ مهتاب واقعاً شگفت انگیز و غریب به نظر میرسیدند.
📚جین ایر
@onlybook
یک فیلسوف یونانی گفته است: «انسان، معیار همه چیز است.» من یک فیلسوف یونانی نیستم؛ بلکه دکتر کشتی انگلیسی هستم که فعلاً سر کار نمیروم و عقیدهام را با شما در میان میگذارم. کسی که سالها به عنوان یک غول در میان کوتولهها و به عنوان یک کوتوله در میان غولها زندگی کرده است، ارزش بودن در بین آدمها را میداند. آدمها معیار او هستند و جای او در میان آدمهاست.
📚سفر های گالیور
@onlybook