من سکوت نور کم و فضای جالب این خلوتگاهها را در روز دوست داشتم اما هرگز طالب استراحت شبانه در هیچ کدام از این تختخواب های وسیع و سنگین نبودم، و نمیخواستم در هیچ یک از این اتاق ها خود را محبوس کنم؛ این اتاق های سایه گیر درهاشان از چوب بلوط ساخته شده بود. دیوار بعضی از آن ها را کاغذ دیواریهای قدیمیانگلیسی زینت میداد و نقوش برجسته روی آن ها حاوی تصاویر گل های عجیب، پرندگان عجیب تر، و عجیب ترین موجودات انسان ی بود که در پرتو نور پریده رنگ مهتاب واقعاً شگفت انگیز و غریب به نظر میرسیدند.
📚جین ایر
@onlybook
یک فیلسوف یونانی گفته است: «انسان، معیار همه چیز است.» من یک فیلسوف یونانی نیستم؛ بلکه دکتر کشتی انگلیسی هستم که فعلاً سر کار نمیروم و عقیدهام را با شما در میان میگذارم. کسی که سالها به عنوان یک غول در میان کوتولهها و به عنوان یک کوتوله در میان غولها زندگی کرده است، ارزش بودن در بین آدمها را میداند. آدمها معیار او هستند و جای او در میان آدمهاست.
📚سفر های گالیور
@onlybook
میخواهید کارشان را بسازید؟ برای همیشه؟" جواب داد: "مسئلهٔ مرگ و زندگی است. قدرت تنها به کار فتح میآید و بس، نه به کار ادامهٔ سلطه. برای حفظ حاکمیت بر دیگران ارتش به هیچ نمیارزد و ما این را خوب میدانیم." من سرش فریاد کشیدم: "اما نه به قیمت روحشان! نه به این قیمت!" جواب داد: "روح هرگز نمیمیرد. تجربهٔ گذشته را دارد. باز از خاکستر خود زاده میشود. ما از همین حالا باید برای هزار سال دیگر بنیاد کنیم. پس اول باید ویران کرد.
📚سکوت دریا
@onlybook
باید خودمو مجبور کنم به ساخت یه زندگی تازه؛ قبل از اینکه این زیستنِ بدون زندگی منو توی خودش ببلعه!
📜نهم نوامبر
@onlybook
مگر متوجه نبود که دارد ورونیکا را به زندگی دنیا امیدوار میکند؟ این بدترین کار در حق کسی بود که هیچ راه نجاتی برایش وجود نداشت.
📜ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
@onlybook
آدم، با هر بار کشتن، خود یک بار میمیرد. یک بار، در خود میمیرد. کشتن! کشتن! آه ... چندی کشتن؟! ای خاک، از خون هنوز سیری نیافتهای؟!
📜کلیدر
@onlybook