مگر متوجه نبود که دارد ورونیکا را به زندگی دنیا امیدوار میکند؟ این بدترین کار در حق کسی بود که هیچ راه نجاتی برایش وجود نداشت.
📜ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
@onlybook
آدم، با هر بار کشتن، خود یک بار میمیرد. یک بار، در خود میمیرد. کشتن! کشتن! آه ... چندی کشتن؟! ای خاک، از خون هنوز سیری نیافتهای؟!
📜کلیدر
@onlybook
مادر سرش را به تنه درخت تکیه داد و کوشید تا از لرزش لبهایش بکاهد. برای همین لب به دندان گزید و بال چارقد را بالا آورد و روی پوشاند. پنداری کسی داشت نگاهش میکرد و او نمیخواست چشمانی، مگر چشم باطن خود، چهره رنجورش را ببیند. پوشاندن روی به هنگام برآشفتگی و اشک، خوی زنان ما است.
📜کلیدر
@onlybook
این مردم میدانند که هرگاه به آنان مهر ورزی، خوارشان داشتهای و مهربانیات را با بدی پاسخ میگویند. روانشان از فضیلت خاموشِ تو در رنج است. و تنها وقتی شاد میشوند که فروتنیات پایان پذیرد و غرور شود. اقتضای طبیعتِ مردمان چنین است که خرمنِ مهرِ مهربانان را آتش زنند.
📜چنین گفت زرتشت
@onlybook
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Sometimes I feel like I’m fighting for a. life I ain’t got time to live
بعضی وقتها فکر میکنم اونقدر دارم برای زندگی میجنگم، که وقتی برای زندگی کردن ندارم.
🎞باشگاه خريداران دالاس
@onlybook
𝚘𝚗𝚕𝚢 𝚋𝚘𝚘𝚔📜
در سال ۱۳۹۳ نشر چشمه مجموعه نامه های شاملو به آیدا رو در کتاب "مثل خون در رگ های من" منتشر کرد. اسم
"همه مسخره ام می کنند ولی برای من همه چیز حل شده و بدبختی و خوشبختی مفهومی ندارد. من برای این نمی روم که خوشبخت بشوم، می روم خودم را فراموش کنم و تو را فراموش کنم و گذشته را فراموش کنم. اما می دانم که هیچ وقت نمیشود. حقیقت این است که اینجا در رم، میان یک مشت دختر و پسر ایرانی که دارند حداکثر استفاده را از آزادی خودشان می کنند، من شب و روز به تو فکر میکنم و نام تو اشک به چشمم می آورد و هر وقت کسی از من می پرسد که چرا چهار دیوار اتاقم را ترک نمی کنم و به گردش و تفریح نمی روم، توی دلم می خندم. چون برای من دیگر این گردش و تفریح، این رقصیدن ها و دور هم جمع شدن ها و وقت را با حرف های بی معنی تلف کردن، کار احمقانه و بی معنی شده. برای من خلوت خودم، خلوتی که با اندوه از دست دادن تو و سعادت گذشته ام رنگ گرفته، خیلی گواراتر و شیرین تر است."
•این یه بخشی از کتاب 《اولین تپش های قلبم》، اثر فروغ فرخزاد هست که توی این کتاب، مجموعه نامه هاش به پرویز شاپور، پسر خالهی مادرش و معشوقهش جمعآوری شده.
پرویز ۱۵ سال از فروغ بزرگتر بود و خانواده هاشون با این وصلت مخالف بودن ولی در نهایت با هم ازدواج کردن و ثمره این ازدواج یه پسر به اسم کامیار بود. در نهایت از هم جدا شدند و جمع آوری و تدوین این نامه ها که سه بخش پیوند قلب های عاشق آونها و زندگی مشترکشون و همچنین حس فروغ پس از جدایی رو در برداره، بر عهده ی ثمره ی این عشق، کامیار شاپور و همچنین حاصل تلاش های عمران صلاحی هست.
بخشی از نوشتهی پشت کتاب:
تو برای من نامه بنویس. شاید این نامه ها اندکی از بار رنج و غم من بکاهد، این بهترین وسیله ای است که ما می توانیم به واسطه ی آن مکنونات قلبی مان را آشکار سازیم.
@onlybook
هر لحظه ممکن بود هر کسی بمیرد چه آماده باشی چه نباشی ممکن بود ماهی خانگیات باشد یا خواهرت یا خودت هیچ چیز برای همیشه همان جوری نمیماند. ... آدم هیچ وقت نمیداند چه قدر وقت دارد.
📚از طرف آبری با عشق
@onlybook