"و ما وی را بدیدیم و ممکن نشد خدمتی یا اشارتی کردن. گریستن بر ما افتاد..."
ـ ــ تاریخ بیهقی، ۱۱۹/
اویمن;
پسر، واقعا بچها چه زود بزرگ میشن.
این بچه رو وقتی من دیدم تازه یه روز از به دنیا اومدنش میگذشت، ینی چی که چهار دست و پا میره:))))
خدا نکنه با فرمِ مدرسه بیوفتی دستِ خانواده، تا به کل فامیل نشون ندن که چقد تو این فرم ضایعی، ول کن نیستن:)))))
نصفِ بیشتر گالریم ایده عکساییه که میخوام با کلی آدم بگیرم. شلغمهای کوهی بیلیقایت.
[نمیدونم چرا هرچی هم زور میزنم اینجا حرف بزنم، حتی یه ذره هم شبیهِ اویمن قبلی نمیشه. عجیب.]