اویمن;
بعد از یکی دو ساعت تنفس در هوای خانه، آدم هم عقلش سرِ جایش میآید و هم قیافهاش.
جداً هر دفعه که برمیگردم خانه و یک آبی به صورت میزنم، دوباره برمیگردم به حالتِ اولم. همهی تصوراتم از خودم خراب میشود با آن قیافهای که توی آینه ورودی از خودم میبینم:))))))
اویمن;
وضع دردِ گردنم جوریه که حس میکنم الانه قطع بشه.
فکر کن، رها و آزاد پس از هشت فا*ینگ ساعت علم آموزی، ولو میشی رو تشک و همین که میخوای کلهتو بزاری روی بالشت و بیهوش شی، میبینی عه. گردنت رو هوا چفت شده و رگاش انگار که لوله پلیکا باشه، محکم و استوار ایستادن و از درد نععععره میزنی(میخوای بزنی البته).