اویمن;
همیشه همین بودم، نسبت به اشیا حسِ نزدیکی بیشتری میکنم. خیلی بیشتر از آدمها.
انگار که مطمئنم حس میکنن، بیحد بهشون محبت میورزم. جوری که یکی ببیندم فکر میکنه دیوونم لابد🤏👩🦯
همشون مهرِ تأیید میزنن و خیالم رو راحت میکنن که نه دیوونهام، نه اسکل، نه غیرعادی و عجیب و غریب
اویمن;
همشون مهرِ تأیید میزنن و خیالم رو راحت میکنن که نه دیوونهام، نه اسکل، نه غیرعادی و عجیب و غریب
باباخانی میگفت ذات یه نویسنده آروم بودن و نگاه و تفکر و طمأنینهست، پشمام ریخته بود از اینکه همه چیزایی که من ازش فرار میکنم رو حُسن میدونست
اویمن;
من از نویسنده بودن میترسم.
خودِ باباخانی هم تأیید کرد، خودش هم گفت که زندگی با یه نویسنده ترسناکه