eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید اگه زیرنویسِ ذهنم به محض رد شدن اینجا هم ثبت می‌شد، الان خیلی فاخر تر بودیم.
این‌که وقتی ذهنم پردازشگربازی در می‌آره من حتی حرف‌زدنم هم نمی‌آد، افتضاحه.
اوی‌من;
واسم شال‌گردن بباف؛ واسم شال‌گردن بباف و بگو براش وقت گذاشتم:)))))
اندازه انگشت کوچیکه هم باشه خوبه‌ها.
هدایت شده از طهران.
نمی‌دونم اسمشو چی میشه گذاشت ولی انگار تو یه ثانیه‌ای تمام آدمای نزدیک دورت ، برات غریبه میشن و دور بودنشون بیشتر از هر وقتی خودنمایی می‌کنه. اون لحظه خیلی سیاهه، خیلی غریبه، خیلی مـه گرفته‌س.
اوی‌من;
نمی‌دونم اسمشو چی میشه گذاشت ولی انگار تو یه ثانیه‌ای تمام آدمای نزدیک دورت ، برات غریبه میشن و دور
-اون‌جا، تهِ وحشتناک بودنه. ولی بعدش، بعدش... منتظرِ بعدشم. چمیدونم، شاید قوی شدنی چیزی.
.
پوچی دوره‌اش کرده بود. به سفیدی سقف می‌نگریست و در ذهنش همه‌ی جهان یک‌جا درهم می‌لولید. دستی آن بین درپسِ پس زدن برمی‌آمد و همه را جارو می‌کرد، و باز... نه میل‌ش به کتاب بود و نه فیلم حوصله‌اش را می‌کشاند. زندگی دوره‌اش کرده بود، زندگی، به معنای ذاتی‌اش. زنده‌گی. همین است دیگر... ـ ــ اندریوم،دومِ اسفند چهارده صفردو.
اشکالی ندارد دیگر، آیس چایی‌ات را بخور.