البته فک کنم اگه دو دیقه دیگه تو این وضعیت بمونم، دیگه نداشته حساب نمیشه. دارم تبدیل میشم👍
اویمن;
از همهی این کت و شلواریها بَ،دَ،م می،آد.
قدری که من آدمیزادِ معمولی وجدانم اذیته، اگه تو بودی اینجا بهشت بود.
نباید از کارِ آدمها حرصم بگیره، چون احتمالا به من مربوط نیست، ولی آخه اینی که تو اندازه دکمه کوچیکِ دم آستین کُتت بهش اهمیت نمیدی، یه بچهی مردمه. بچه زن بابات که نیست، آدمِ مثلا! حسابی.
خدا هم یچیزی میدونست که کارِ جهان رو به دست بنده نسپرد، وگرنه که تا الان از همین درختا آویزونشون کرده بودم.
اویمن;
یه فرضیه ثابت نشده هم هست که میگه بچهای تهِ ماشین خدان.
+ پسر بچهها تا کوچولوان خیلی بانمکان.
از سرِ شب دارن مجوز «کنسرو»شون با «ویلیون و کمانچه» و تحریرای تخصصی رو از ممیزی ارشاد میگیرن: