فقط از تو متنفرم، فقط با تو اینشکلی حرف میزنم، فقط به تو این اجازه رو میدم، فقط از تو خواهش میکنم، فقط از تو فرار میکنم، فقط به تو اینرو میگم، فقط...
اویمن;
فقط از تو متنفرم، فقط با تو اینشکلی حرف میزنم، فقط به تو این اجازه رو میدم، فقط از تو خواهش میکن
این خصوصیت خیلی جاها آدم رو روانی نشون میده، ولی عجیب دلچسبه.
من ترجیح میدم کسیکه بهش اهمیت میدم ازم متنفر باشه ولی خیلی عادی دوست، نه. ترجیح میدم دور بمونم. یا دورِ دور، یا نزدیکِ نزدیک.
اویمن;
الهی بگردم:)))) داره میگه «صلح است میان کفر و اسلام، با ما تو هنوز در نبردی!.»
-من نیستم، اَر کسی دگر هست
از دوست به یادِ دوست خرسند!؛)
اویمن;
"قِسمی که مرا نیافریدند، گر جهد کنم مُیسرم نیست."
این قضیه همونه که میگه من اگه بخوامم نمیتونم بد باشم. یه جوابِ دندونشکن از شکرپاشِ جناب سعدی.