اویمن;
از عمیقترین نقاط قلبم ممنونم بابتِ این چندخطی که نوشتی، دوباره گریه کردم ولی التیام و درد درهم داشت
«به قدر کافی خاطره جمع کنی...
شدم خودِ خاطره. یه حجم خاطرهی دست و پا دار که نمیدونه باید با خودش چیکار کنه. یه غلظت که با آب هم رقیق نمیشه.