زیبایی غریبی داره ماه سه نیمه شب. آدم رو وا میداره به مدتها ایستادن وسط آشپزخونهی تاریک و زل زدن به یه نقطهی روشن از پنجره.
از کی ماه انقدر دلتنگ کننده بود رو یادم نیست، ولی یادمه قبلا میدونستم دقیقاً دلتنگ چیام.
نباید به تمامِ دوستیهایی فکر کنم که این ساعتها به چت طولانی میرسید و الان مدتهاست که پیام آخر تاریخ خوردهست.