eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
زیبایی غریبی داره ماه سه نیمه شب. آدم رو وا می‌داره به مدت‌ها ایستادن وسط آشپزخونه‌ی تاریک و زل زدن به یه نقطه‌ی روشن از پنجره.
از کی ماه انقدر دلتنگ کننده بود رو یادم نیست، ولی یادمه قبلا می‌دونستم دقیقاً دلتنگ چی‌ام.
حالا معلوم نیست چه‌ام است. آدمیزاد را چهار صبح چه به دلتنگی.
نباید به تمامِ دوستی‌هایی فکر کنم که این ساعت‌ها به چت طولانی می‌رسید و الان مدت‌هاست که پیام آخر تاریخ خورده‌ست.
چقدر غمگینه گذر زمان.
چیزی نیست، فقط یکم برای اینکه هنوز درحال خوندن سومین امتحان باشم خستم.
چرا تموم نمی‌شه.
اوی‌من;
برای یه آدم معمولی شاید صرفاً خوندن درس‌ها، ولی برای یه آدمِ روانی نوشته‌های یک‌سال گوشه و کنارِ کتا
می‌خواهم صفحه را ورق بزنم. آخرین لحظه، دوباره نگاهی سرسری به نوشته‌های مدادی کناره‌ها می‌اندازم که چیزی از دستم در نرفته باشد. یکهو چیزِ کوچکی آن پایین می‌بینم. تا می‌خواهم بگویم بیا، این یکی هم داشت در می‌رفت، کلمه‌ها رو‌به‌رویم شکل می‌گیرد. گوشه پایین، سمت چپ، نکته نیست. فرض است. فرضیه‌ای احتمالاً محکم‌تر از این کنایه‌های با عقل جور در نیا. «فتبارک را گمانم ستار وقتِ خلق چشم‌هاش گفته بود... ـ ــ سین‌حانون.