اویمن;
متأسفانه من بسیار بسیار بسیار انسان ناتعارفی و رُکی هستم، میدانم احتمالا نسل جدید همین است. حوصلهی
"_ایرو خوب نشد خو! +نِه خیلیَم خوب شد" چیست؟ مکالمهای بیپایه و اساس، سراسر آلوده به تعارفات یزدی، که پس از استخراج پدر خود در امرِ خطیر پذیرایی از مهمان، در هرصورت هنگام خروج آنها رد و بدل میشود.
از سختترین کارهای دنیا هم چک کردن اکانتِ دومه. باور بفرمایید گرفتن نامه از پست، راحتتر از باز کردن اکانت بعدِ چندروزه.
شجاعت انجام کاری که از نتیجهش مطمئن نیستی، شاید یه قدم برای فرار از کمالگرایی باشه. تجربهی نامطمئن، پذیرفتن ریسک، دور شدن از دایرهی امن. کاش بتونم.
حرفی دارم که نزدهام، و کلمهها برای آمدن مردد اند. و صبح که بدمد، اثری از تردید نیست. کلمهها با تردیدشان ناپدید شدهاند. لابد بعضی کلمهها برای شباند، شبی که هرگز به روشنای صبح نرسد. آنوقت شاید نشان دهند چیستند و چرا فقط سنگیناند. که چرا نه شکل دارند و نه هویت. فقط هستند که بگویند چیزی نگفته داری. چیزی که نگفتنش کشندهست. یک چیزِ نامعلوم مزخرف. یکمشت کلمهی آزاردهنده.
ـ ــ سینحانون،اندراحوالات.
اویمن;
هربار که به هر شکلی سر کلاسی تدریس میکنم، تا مدتها اکلیل از سر و روم میپاچه.
امروز استاده بهم گفت در حد اجرای مستقلم، پاشم برم اجرا.