یادِ فاطمهی منِمن افتادم که میگفت «واقعاً فکر میکردمxxtx باشی، خیلی منطقی بهنظر میای». اما نه عزیزم، ما تو دستهی tهای اشرف نیستیم. منطقی بودن جذابه، قشنگه، آرومه. اشرفِ مخلوقات اینهان. نه ما که تو مرز بین هردوتا درگیریم.
اویمن;
مردشور سردرد بعد گریه رو ببرن که باید یه دور واسه اونم گریه کرد.
من بعدِ دیدن اقتصاد دهم:
اویمن;
همیشه از توجه کردن به آدمهای خیلی محبوب فراریام.
در واقع من دنبال آدمهای محبوب نمیافتم، بقیه دنبال آدمهایی که مال منان میافتن.
یهجایی هم آدمیزاد از دیده نشدن تلاشهاش خسته میشه، از کمشمردن زحمتهاش. مگه چقدر میتونه خودش به خودش یادآوری کنه؟ خلافِ رودخونه هم تا یهجایی میشه شنا کرد.
اویمن;
چقد سگجون شدم، بدون استراحت بدو برنامهی بعد.
عمیقاً میترسم بعدِ تابستون همهش از دست بره.