اویمن;
دیگه تو خونه نشستن بس.
نتیجهی انعطافِ گارد مقاومتی و معاشرت بدون اجبار، این شد که دارم میتونم کم و بیش تو بحثهای خالهزنکی مضحک شرکت کنم و طبق سلیقهی زنهای فامیل بیخودی و بدون فکر با هرکی رسید حرف بزنم. به قول اون تراپیسته که خیلی حرف میزد-مگه تو دنیای واقعی که حرفِ زنها تمومی نداره، کسی برای حرفزدن فکر میکنه؟ زندگی عادی بین مردم و پذیرفتهشدن توی جامعه همینطوریه.
اویمن;
بیمقدمه گفت«چقدر بیحوصله شدی تو!» و من دلم خواست به صراحت بگم خیلی وقته، فقط حالا دیگه حتی مثل قبل
نخیرم تکراری نبود، امروز بیشتر.