eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
اوی‌من;
دیوارِ کلاس:
این قضیه‌ی یادگاری جا گذاشتن واقعاً قشنگه‌ها. یه قطعه از تو، باقی تو یه‌جا، برای سال‌ها.
مدرسه پر از ظرافت‌هاییه که کلیاتِ خشک نمی‌ذارن بهش توجه بشه. این ظرافت رو وقتی بیشتر فهمیدم که دبیر منطق از بچه‌ها روی چهارپایه، گاه و بی‌گاه، تو هر مرحله از تکمیل این دیوار عکس می‌گرفت و کلی توجه می‌کرد. آخه گولوبولوو. چقدر از دور دیدن همه‌چیز بهتره.
اوی‌من;
خستن[خَ،تَ]: مجروح کردن، ریش کردن، خراشیدنی که موجب زخم شود، خست: چیزی که در زیرِ پا نرم شده باشد. و احتمالاً "خسته" هم از همین خونواده‌ست.
در وصفِ شگفت‌انگیز بودن این غزل هیچ کلمه‌ای ندارم.
هرچی مژدگانی توی رختکن بازنده‌ها رو مخه، کیفیتِ روایت‌ها>>>>
اوی‌من;
دلم زندگی جالبی می‌خواد که کلی سوژه‌ی قشنگ عکس‌گرفتن داشته باشه.
تکرار و رکود بیداری رو مغزم تو خواب‌ها جبران می‌کنه، سناریوهای اکشن و ماجراجویانه ۷-۸ساعته بدون هیچ وقفه‌ای. مثلاً امشب سه مبارزه درجه یک داشتیم. اولی چاقو از قلبم گذشت-درحالی‌که بزرگترین ترسم خون ئه- دومی از ده طبقه دوتا دوتا پرش می‌کردم که در حقیقت دبیرِ منطق توی خطر نیوفته-ترس بزرگ بعدی‌م، ارتفاع- آخری هم درحال جمع اسناد و مدارک علیه دشمن توی خونه‌ش و کشف رازهای تاریخی بودم که آلارمم زنگ خورد.