شاید غلط، موقتی و گذرا باشه و حتی شرایطِ بهتری توی راه؛ اما تو این قسمت از زندگی عمیقاً از خانوادهی بیشتر از چهارنفر بیزار و خستهم.
اویمن;
فکر میکنم باید لذت بردن از مسیر رو یاد بگیرم، انقدر آدمِ منتظر تمومشدن بودن اذیتکنندهست.
این قضیه که همهش باید منتظر تموم شدن همهچیز -برای انجام کارهای موردعلاقهام- باشم، اصلاً جالب نیستها. زندگی تموم شد.
اینکه شبهای امتحان کلی پیوی رفع اشکالی برای توضیحدادن هست، بهم حس خوبی میده. کمککردن: 🎀🪞🪄🪴☁