اویمن;
«أینما تکونو یُدرککُم المَوت، ولو کُنتم فی بروج مُشیّده؛ و از مرگ فراری نیست. حتی در برجهای بلند. ث
«قل هل تربَّصون بنا، إلا احدی الحُسنیَین؛ چیزی جز یکی این دو نیکی به ما میرسد؟ یا مرگ یا پیروزی. در مسلکِ ما چیزی غیر خیر نیست، یقیناً کله خیر...
ـ ــ حاشیههای نشانشده.
اویمن;
از این لحظه، لحظهلحظهی تابستون رو صدسال زندگی نکنم از سگ کمترم.
نه، باور بفرمایید...
واقعاً هنوز، هنوز، هنوز که هنوزه هربار مثل اولبار از معلوم شدن ذاتِ آدمها جا میخورم. کی قراره فراموشت نشه و عادت کنی به واقعیتِ این دنیا؟ نمیدونم.
اویمن;
خدایا لطفاً سرنوشت مارو با آدمهای امن گره بزن.
خدایا لطفاً مارو از شر هرچه سیاستبازی تو دنیاست نگهدار.